گیردادنیها
گیر اول اینکه من چند بار روزنامه شرق رو بردم پایگاه تا اوقات بیکاری بخونم یارو اطلاعاتی آمده خیلی صمیمی و دوستانه (تریپ پسرخاله) به من میگه نیما جان دیگه از این جور روزنامه ها(!) نیار پایگاه خیلی ها بودن آوردن و بعدش از بالا خواستنشون. آخه یکی نیست بگه مرتیکه استوار یکم اولاً تو غلط می کنی به یک ستوان دوم میگی "نیما جان" ، حداقل بگو آقای فلان ، ثانیاً اونهایی رو که اون بالاها خواستند رو کی زیرآبشون رو زده بود ؟ مریخیها ؟
گیر دوم اینکه خیلی کم دیدم کسی راجب سربازی و مشکلات اون و ضررهای اون به جامعه بلاگه ، خودم بزودی آستین بالا می زنم.
گیر سوم رو هم می خواستم به این ابطحی و رئیسش خاتمی بدم ، دیدم نیک آهنگ خیلی کامل وجامع بهشون گیر داده : " آقای ابطحی! از ماله کشیدنهای ممتد بر بی کفایتیهای آقای خاتمی خسته نشدهاید؟ خدا اجرتان دهاد! که بی وقفه ادامه میدهید! "
خدا اجرتان دهاد آقای نیکی ، امیدوارم مالشهای شما این جماعت را از غار بیرون بکشد!
گیر چهارم رو هم به خودم باید بدم که تازه امروز این روزنامه وزین رو کشف کردم : آسیا . شما هم دریابیدش که مطالب خوبی داره . یک خبر خوب از همین روزنامه : " گنبد سلطانیه در فهرست آثار جهانی یونسكو به عنوان شاهكار میراث فرهنگی به ثبت رسید."
گیر پنجم مال این Network Marketing است که معلوم نیست خوبه یا بد . یک عده نفرین و تکفیرش می کنن یک عده هم باهاش زندگی. شرکتهایی هم که تو این زمینه فعالیت می کنند مثل گلد کوئیست و گلد ماین و … همچنان مثل قارچ توی ایران دارند رشد می کنند. نتایج تحقیقات ارزشمندم رو حتماً در اختیارتون قرار می دم.
گیر پنجم هم باید به این برنامه صبحگاه مشترک پایگاه که هر شنبه برگزار میشه و باید رژه رفت داد. فرمانده بهم گیر داده که " این چه جور رژه رفتنیه ، آبرو ما رو بردی ! رژه ات رو درست کن " ، منهم که پام بیشتر از 10-15 درجه بالا نمیاد، موندم چه جوری تو این 14 ماه باقیمانده رژه رو دودرش کنم.
این هم برای حسن ختام :
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی




مرداد ۲م, ۱۳۸۴ ۱۸:۲۳
jalebe! chon manam kheyli delam havase gir dadan be ino ono karde!