آرشيو براي شهریور, ۱۳۸۴

حکایت

کرونوپیوم کوچکی روی میز شام،دنبال کلید خانه می گشت؛در اتاق خواب دنبال میز شام،در خانه دنبال اتاق خواب،در خیابان دنبال خانه. اینجا،کرونوپیوم،درنگ می کند.
برای رفتن به خیابان نیازی به کلید خانه نیست.                                                    

نوشته خولیو کورتاسار ، ترجمه علی عبداللهی

مهتاب ضرغامی

 یک هفته‌ای هست که این طرفها نیامدم.برعکس همیشه که از کامپیوتر دور بودم این یک هفته تقریباً اکثر وقت پای کامپیوترم نشسته بودم.یک پروژه برنامه‌ نویسی دارم که وقت نشده بود سر موعد تحویلش بدم ، چند روز مرخصی و بسمه الله ، شروع کردم به کد نویسی . فعلاً خوب داره پیش میره. بخاطر همین اصلاً سروقت وبلاگها و اخبار و چیزهای دیگه نرفتم.
الان هم که لاگین کردم بخاطر موزیک کیلیپی است که نیم ساعت پیش از شبکه سه تلویزیون ضرغامی (لاریجانی سابق) پخش شد، نتونستم در این مورد جلو خودم رو بگیرم و چیزی ننویسم:
شعری از احمد شاملو (یک شب مهتاب) و صدای فرهاد با تصاویری میکس شده و هماهنگ با متن شعر ( به حساب خودشون) از گل و بلبل و خون و کفتر و پیرمرد ریش سفید
 و چفیه و آیت الله … و غیره .
ببینید وقاحت رو به کجا رساندند ، اصلاً حرفی برای زدن باقی میمونه؟ یک شعر را با تصاویرشون به هر معنایی که بخواهند به نفع خودشون تفسیر می کنند.
دو روز دیگه هم اگه شعر شیرین،شیرینم داریوش رو با تصاویری از رئیس جمهور منتخب احمدی نژاد پخش کردند خیلی تعجب نکنید.

حاشیه : با اینکه ارادت خیلی زیادی خدمت حجت الکامپیوتر آقای بیل گیتس دارم ولی این دات نتش خیلی فاجعه است.برای اینکه یک برنامه نسبتاً ساده رو بنویسی باید بری مثل خرخونها یک عالم شئ و متد و رویداد حفظ کنی.این همه شئ گرایی به چه دردی میخوره؟

10 سال پیش با فاکس پرو همون کاری را که الان دات نت انجام میده ، خیلی راحت تر می شد انجام داد.با این شیوه برنامه نویسی جدید، هر کی اطلاعاتش بیشتر باشه جلوتره ، خلاقیت خیلی جایی نداره و این اصلاً خوب نیست!