سعیدی سیرجانی

16 روز پیش (6آذر) یازدهمین سال درگذشت سعیدی سیرجانی بود، با خودم قرار گذاشته بودم که به مناسبت همین روز یک پست را به همین مسئله اختصاص بدهم که فرصت نشد تا امروز.

احتمالاً خیلی از شماها نام سعیدی سیرجانی بگوشتون خورده ولی چیز زیادی در مورد این اندیشمند و پژوهشگر ادبیات فارسی نمیدانید. می‌خواهم بطور خیلی خلاصه شرحی بر زندگی و آثار سعیدی سیرجانی بنویسم که امیدوارم تا آخر بخوانیدش. کتاب "سیمای دو زن" سیرجانی را هم اسکن کرده‌ام و آماده دانلود است. اگر دیدم استقبال شد چند کتاب دیگر او را هم اسکن خواهم کرد.
متاسفانه سیرجانی بخاطر سانسورها و محدودیتهایی که برای چاپ آثارش وجود داشته آنطور که باید برای نسل جدید شناخته شده نیست، اکثر مطالب و مقالات هم که در مورد سیرجانی نگارش شده بیشتر جهت سیاسی داشته تا ادبی و معمولاً در مجلات و نشریات "زرد" خارج از کشور منتشر شده.
شخصیتی که من از سیرجانی متصورم بیشتر یک شخصیت ادبی است تا سیاسی، هر چند از اوائل انقلاب به اینطرف با نوشتن نامه‌های سرگشاده تند و تیز به سران کشور (در اعتراض به عدم چاپ و سانسور آثارش) جزء اولین کسانی بود که از "خط قرمزها" عبور کرد.

نامه دوم و سوم سعيدي سيرجاني به آيت الله خامنه اي
نامه سعيدي سيرجاني به هموطنان

سعیدی سیرجانی در 22 اسفند 1372 در تهران به جرم داشتن مواد مخدر و مشروبات الکلی و فیلمهای مستهجن بازداشت شد، بعداً بخاطراتهامات دریافت مبالغ هنگفتی از عوامل ضد انقلاب، همکاری با افسران سابق ساواک، شرکت در کودتای نافرجام نوژه(!)، عضویت در شبکه قاچاق مواد مخدر، تهیه مشروبات الکلی و لواط(!) بدون محاکمه در اوین زندانی شد؛ در 6 آذر 1373 اعلام شد که وی دراثر سکته قلبی درگذشته است؛ بعداً در جریان قتلهای زنجیره ای سعید امامی به قتل سیرجانی اعتراف کرد. در تمام مدت 8 ماه زندان، به وی اجازه هیچ گونه ملاقاتی داده نشد وتنها چند اعتراف‌نامه از وی در روزنامه‌ها چاپ شد.

دکتر جلال متینی آثار علی اکبر سعیدی سیرجانی را به سه دوره به شرح ذیل تقسیم کرده است:

دوره اول، از سال 1328 تا 1345:
شیرین سخنان گمنام، بینوا، دو قربانی دیگر، سوز و ساز، آن روزها، افکار عطار، آخرین شراره ها، افسانه ها، خاکستر،بیخ غم، شوخی شعرا، زیر خاکستر

دوره دوم، از سال 1346 تا 1356 :
لغت نامه دهخدا (حرف "ن"، در یازده دفتر)، تاریخ بیداری ایرانیان (یادداشتهای ناظم الاسلام کرمانی در 2 جلد)، تصحیح انتقادی بدایع الوقایع، خسرو و شیرین (تلخیص و شرح)، واژه نامک (یادداشتهای عبدالحسین نوشین)، لیل و مجنون (تلخیص و شرح)، آشوب یادها (گزارش سفر)، ذخیره خوارزمشاهی (چاپ عکسی یک نسخه کهن)

دوره سوم، از سال 1358 تا 1372:
شیخ صنعان، وقایع اتفاقیه (گزارشات خفیه نویسان انگلیس از اوضاع ایران در اواخر قاجاریه)، یادداشتها، در آستین مرقع، ای‌کوته آستینان (در آمریکا چاپ شد)، سیمای دو زن (مقایسه شیرین و لیلی در خمسه نظامی)، ضحاک ماردوش (گزارشی از شاهنامه)، تفسیر سورآبادی (از قرن پنجم هجری، مقابله با 16 نسخه کهن، با تعلیقات و فهرست لغات در 6 مجلد، مطلقاً در ایران اجازه چاپ نیافت)، ته بساط (در آمریکا چاپ شد)، قافله سالار سخن خانلری (این کتاب نیز گرفتار سانسور شد و سرانجام در اواخر 1371 با حذف نام سعیدی سیرجانی از روی جلد و حذف مقاله او و یک مقاله از نویسنده ای دیگر منتشر گردید. البته سعیدی به جای آن دو مقاله، دومقاله را که نوشته خود اوست به نام علی اکبر سعیدآبادی در آن چاپ کرده و وزارت ارشاد مطلب را درنیافته است!)، بیچاره اسفندیار (مخفیانه در ایران چاپ شد)
(جلال متینی، مجله ایرانشناسی، بهار 1374، مریلند آمریکا)

سبک نوشته های سیرجانی بعد از انقلاب کاملاً تغییر کرد؛ از کتابهایی که شامل مجموعه مقالات او می‌باشد که بگذریم، هنر وی در 3 کتاب «سیمای دوزن»، «ضحاک ماردوش» و «بیچاره اسفندیار» به اوج میرسد.
در هر سه کتاب که تلخیص و تشریحی از آثار بزرگ شعرای فارسی است (خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی گنجوی، ضحاک ماردوش و رستم و اسفندیار شاهنامه) روشی واحد در پیش گرفته است.

در مقدمه اول کتابها تفسیری کلی از اصل داستان آورده، بعد اصل داستان را با زبانی ساده و عامه پسند، بدون آنکه دخل و تصرفی در آن بکند به نثر درآورده و در عین حال با آوردن قطعاتی از شعرها و توضیح کنایه ها و استعارات شعری خواننده را از زیباییهای شعر فارسی بی‌بهره نگذاشته است.

به زعم من دو نکته مهم در این سه اثر سیرجانی وجود دارد:
یکی وفاداری وی به این آثار و تفکیک نظرات و تفاسیر شخصی‌اش از اصل داستان؛ چنانکه خواننده می‌تواند بدون نگرانی از تاثیر تعصبات و نظرات شخصی راوی، از اصل ماجرای این اسطوره‌های ایرانی با خبر شود.
این نکته از این لحاظ مهم است که بسیاری از ما اگر جرات کنیم و سراغ اینگونه داستانهای منظوم فارسی برویم، بدلیل پیچیدگیهای شعر فارسی از درک صحیح آن آثار محرومیم و به همین دلیل وجود چنین تلخیص و تشریحی بیطرفانه در ادبیات ما بسیار ضروری است.

دومین نکته قابل تامل در این سه اثر، تفسیر و مقدمه‌ای است که سعیدی در ابتدای کتابها آورده است. ذهن زیرک و نکته بین سیرجانی بدون آنکه کوچکترین اشاره ای به وضعیت جامعه امروز ایران بکند آنچنان این داستانها را تحلیل می کند که خواننده بی اختیار متوجه تشابه شخصیتها و فضای داستانهای آن روزگار با جامعه معاصر میگردد و درمی‌یابد که ذهن خلاق پدید آورندگان آن (مثل فردوسی و نظامی گنجوی) بدنبال بیان چه مسائلی بوده است و صرفاً از سر تفنن افسانه پردازی نکرده‌اند.

سیمای دو زن :
سعیدی در سیمای دو زن، لیلی را با شیرین مقایسه نموده است. وی دو جامعه شیرین و لیلی را در کنار هم می‌گذارد و آنها را در برابر خواننده مقایسه می کند. نشان میدهد که جامعه شیرین چگونه انسان‌هایی را می پرورد و جامعه لیلی چگونه انسانهایی:

" لیلی پرورده جامعه ای است که دلبستگی و تعلق خاطر را مقدمه ای انحرافی می پندارد که نتیجه اش سقوط حتمی است در درکات وحشت انگیز فحشاء؛ و به دلالت همین اعتقاد همه قدرت قبیله مصروف این است که آب و آتش را و به عبارتی رساتر آتش و پنبه را از یکدیگر جدا نگه دارند تا با تمهید مقدمات گناه، آدمیزاد ی طبعاً ظلوم و جهول در خسران ابدی نیفتد. در محیطی چنین یک لبخند کودکانه ممکن است تبدیل به داغ ننگی شود بر جبین حیثیت افراد خانواده و حتی قبیله. در این ریگزار تفته بازار تعزیر گرم است و محتسب خدا نه تنها در بازار که در اعماق سیه چادرها و پستوی خانه‌ها. همه‌ی مردم از کودکان مکتبی گرفته تا پیران سالخورده‌ای قبیله مراقب جزئیات رفتار یکدیگرند."
"… اما در دیار شیرین منعی بر مصاحبت و معاشرت مرد و زن نیست.پسران و دختران با هم می‌نشینند و با هم به گردش و شکار می روند و با هم در جشنها و میهمانیها شرکت می‌کنند. و عجبا که در عین آزادی معاشرت‌، شخصیت دختران پاسدار عفاف ایشان است، که بجای ترس از پدر و بیم بدگویان‌، محتسبی در درون خود دارند و حرمتی برای خویشتن قائلند."

خواندن کتاب سیمای دوزن سیرجانی (و همچنین ضحاک ماردوش و بیچاره اسفندیار) را به همه شما توصیه میکنم، حتی اگر وقت چندانی ندارید از خیر مقدمه 60 صفحه ای کتاب بگذرید ولی خلاصه داستان "خسرو و شیرین"  و " لیلی و مجنون" را بخوانید تا حداقل به عنوان یک ایرانی با این اسطوره‌های ادب فارسی آشنا باشید.

کتاب سيماي دوزن سعيدي سيرجاني را دانلود کنيد. (حجم 5 مگابایت، با نرم افزارهای Accelerator هم می توانید دانلود کنید.)

مسعود برجیان هم مطلبی با عنوان "نویسنده فراموش شده" نوشته است.



۱۷ نظر براي “سعیدی سیرجانی

  • 1
    Blog News
    آذر ۲۳م, ۱۳۸۴ ۱۸:۲۶

    بلاگ نیوز به این مطلب شما لینک داد.

  • 2
    nima
    آذر ۲۳م, ۱۳۸۴ ۲۲:۲۲

    از طرف وبلاگ زوال:
    به سهم خودم از این که آستین همت بالا زدید و به معرفی شخصیتی (کم و بیش) فراموش شده پرداختید سپاسگزارم. من هم پیش از این ، چیزکی نوشته بودم در باره‌ی کتاب «وقایع اتفاقیه»ی آن فقید.
    http://zevaal.blogspot.com/2005/09/blog-post_23.html

  • 3
    محمد پارسا
    آذر ۲۴م, ۱۳۸۴ ۰۰:۰۹

    بسیار ممنونم. سعیدی از مردان نیک روزگار ما بود که مورد بی مهری های فراوان قرار گرفت. هر چه در شناساندن سعیدی و آثار وی تلاش کنیدقدمی برداشته اید در راه پیشرفت فرهنگ مردم ایرانزمین.

  • 4
    وحيد
    آذر ۲۵م, ۱۳۸۴ ۱۵:۵۸

    بالاخره هر جنايتي مكافاتي هم دارد … به اميد روزي كه سردسته جانيان به مكافات خويش رسد …

  • 5
    puckish
    آذر ۲۷م, ۱۳۸۴ ۲۰:۴۸

    خدا رحمتش کنه…

  • 6
    نیما
    دی ۱۶م, ۱۳۸۴ ۱۲:۲۰

    سلام رفیق متاسفانه متن نامه های سیرجانی به خامنه ای باز نمی شود اگر می تئوانی کاری بزای ما بکن

  • 7
    مهدی
    بهمن ۳م, ۱۳۸۴ ۱۷:۱۷

    واقعا تو دنیا حالا نمیشه صدای حق را خاموش کرد اگر به زور هم خاموش کنن از دهان یا بهتر بگم از وبلاگ کسی دیگه بازگو میشه در ضمن لینک کتاب درست کار نمیکنه ولی بقیه درستن

  • 8
    mehdi
    بهمن ۴م, ۱۳۸۴ ۱۷:۵۵

    نیما جان کتاب سیمای دوزن رو دانلود کردم . خیلی ظریفانه و مو شکافانه و زیبا به نکته ها پرداخت شده بود. طوریکه برای من و خیلی ها مثل من افق جدیدی از بینش اجتماعی و فرهنگی رو باز میکنه. انگار چیزی درون ادمی سالهاست که نهیب میزنه ولی نمی دونم ب کدوم سلاح خفه اش میکنیم. یعنی از نطفه خفه میشه. راستی چرا؟ به نظرت ما چه جوری اینقدر مسخ شدیم. چرا این عینک سبز لجنی محکم رو صورتمون چسبیده. چه جوری از عدم برامون وجود هستی بخش ساختن. یک نفر مثل نویسنده این متن چقدر باید بزرگ باشه تا بتونه از ماورای دید گاه مجازی بوجود آمده افق واقعی رو ببینه. افقی که به اندازه سادگی وبلاگ توست پر معنی و پربار. افقی گرم و ساده. راهی هموار و نپیچیده. فرهنگی در خور شخصیت انسانی. نه انسان قرن 21 که باید روشنتر از این باشد. بلکه فرهنگی که اجداد ما بدان رسیده و عمل میکردند. واقعا راست میگویند منبریها. همه چیز را از ما دزیده اند. علم را و فرهنگ را با این تفاوت که یک دزدی برنامه ریزی شده که از فیلم های که امروزه در هالیوود میبینی پیشرفته تر و در نگاه اول واقعا غیر ممکن(mision imposible) آخر چه طور میشود خورشید را در هوای صاف و ارام در فضای به وسعت ایران پنهان کرد. کار که عملی کردند و من تو در خلوت خفقان شده این قضای مجازی از ان به کنایه سخن میگوییم. میدانم زمانی که این کتاب را اسکن میکردی به نفس کار خودت فکر میکردی که کار عبثی نباشد. برایت نوشتم که بدانی وقتت را تلف نکردی اگر حتی فقط بکنفر آن را بخواند.حالا دلیل بعضی از کاراتو میفهمم. حوصله داشته باش و دامه بده.کاری که کردی وظیفه ات در برابر نویسنده بود و وظیفه ما دلگرم کردن تو. شاید همه برات پیغام نزارن چون تا مدتی سر گرم حلاجی نوشته های استاد سیرجانی باشند. و شایدم یادشون بره. اما تو ادامه بده.شاید عده ای از روی سبک سری بخوانند. اما اگر فقط یکنفر آن را کاملا فهمید مطمئن باش دو نفر به این جمع اضافه شده و او حتما فرد دیگری را به این بادیه دوچهره آشنا میکند. شاید اکثر ما فراموش کردیم و یا عادت کردیم که لاک خود را از
    روزمرگی بیرون نیاوریم. اینها تلنگری است و فقط همین نیاز است و نه بیش. مقصود روشن تر از این حرف هاست مگه نه؟

  • 9
    صبا
    بهمن ۱۷م, ۱۳۸۴ ۱۹:۲۲

    cheragh e rahnamaai khaakestari shod. gorg ha az khatkeshi oboor kardand …va in vaghtist ke amsaale sirjani mordeand!!!!!!!!!

  • 10
    pouya
    فروردین ۳۱م, ۱۳۸۵ ۱۲:۰۳

    agha in linkha dighe kar nemikonan

  • 11
    yasi
    اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۵ ۲۰:۴۶

    kashki baghye ketabha ya maghalato neveshtehaye in nevisande ro ham mizashtyn

  • 12
    ehsan
    تیر ۵م, ۱۳۸۵ ۲۰:۴۳

    salam va khaste nabashid age zahmat nist sity ke man ketabaye saady sirjanio be sorate pdf begiram behem bedim mamnon felan bye ta bad

  • 13
    حامد.ن.سیرجانی
    مرداد ۱۴م, ۱۳۸۵ ۱۱:۲۰

    به عنوان یه سیرجانی از حسن توجه شما به استاد متشکر و ممنونم . بودیم و کس ندانست که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم. به امید آزادی ایران و ایرانی

  • 14
    hamed
    مهر ۲۲م, ۱۳۸۵ ۲۲:۲۳

    salam
    agar emkan darad ketab simay do zan va digar asar ishan ra baray man mail konid
    mamnoon

  • 15
    نیما
    آبان ۱۳م, ۱۳۸۵ ۱۲:۲۸

    سلام لطفا یه نفر یه آدرس به ما بده تا ما هم بتونیم کتاباشو دانلود کنیم و یه هالی ببریم

  • 16
    yasata
    فروردین ۱۸م, ۱۳۸۶ ۱۶:۳۴

    salam khaste nabiashid man nemetonam ketabe simaye dozano download konam meshe site begin ke in ketab vasayere ketabaye in ostado download konam mamon

  • 17
    سعیدی سیرجانی
    اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۶ ۲۲:۴۵

    سلام
    وب سایت مرحوم سعیدی سیرجانی در این آدرس قابل دسترسی است
    www.ssirjani.com