عید بی عید
امسال هم مثل پارسال عید ندارم، نه ذوقی و نه شوقی؛ تنها لذت چند روز مرخصی و نرفتن به اون پایگاه لعنتی هدیه عید امسال به منه؛
همه خوشیها و لذتها را تعطیل کردم و منتظر کارت پایان خدمتم تا از این شهر و کشور لعنتی بزنم بیرون؛ و اونجا شروعی دوباره. ولی اگر اونور هم همین شکلی بود چیکار کنم!؟
چندتایی فیلم و بازی Civiliziation 4 را گرفتم، وقتی بازی میکنم از زمین و زمان بیخبر میمونم و همینش را خیلی دوست دارم، در ضمن هزینه اینترنت را هم پایین میآرم!
این یاداشت علی قدیمی عین احساس منه :
كمی سكوت سراغ داريد؟ كمي بوی نوروز؟ چندتايی خبر خوب؟ وكيل مهاجرت خوب چی؟ سراغ داريد؟
با همه اینها عید امسال را به همه اونهایی که عید دارند تبریک میگم.
حاشیه: در راستای هدیه کردن یکی از پستهای وبلاگم به خوانندگان، من مطلب سعیدی سیرجانی را انتخاب میکنم.




اسفند ۲۸م, ۱۳۸۴ ۱۴:۱۷
در اتاق تنگ گَردآلود من
اين همه بوي گل امشب از كجاست؟
اين نواها، اين ترنمهاي مهر
از كدامين چنگ خوشآوا رهاست؟
متاسفم كه عيد نداري …
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۵ ۱۵:۳۵
طرب ای دل که نوبهار آمد
نمیخواستم سال نو را تبریک بگویم امسال، اصلا دلم نمیخواهد امسال تحویل بشود، نمیدانم چرا اما حس میکنم سال آینده سال وحشت و ترس است. بو…