خرس بد گنده سیاه

به بهانه موافقت جهانبگلو با پخش اعترافاتش از صدا سیما:

راستش بندرت پیش میآد من به جک یا لطیفه‌ای بخندم، ولی برای این یکی خنده که چه عرض کنم، ترکیدم.
ممکنه این جک (بهتره بگم طنز تلخ) را قبلاً شنیده باشید ولی قطعاً تا بحال نخواندینش (توجیه را حال میکنید!)

یک روز سازمان سیا و موساد و کا‌.گ.ب و حفاظت اطلاعات ایران قرار مسابقه‌ای می‌گذارند تا مشخص بشه کدام یک تشکیلات اطلاعاتی قوی‌تره داره. خرگوشی کوچک را در جنگلی بزرگ و انبوه ول میکنند تا هر گروهی که زودتر خرگوش را پیدا کرد برنده مسابقه شناخته بشه.سازمان سیا در 48 ساعت خرگوش را پیدا میکنه، سازمان موساد در 52 ساعت و کا.گ.ب در 36 ساعت؛ نوبت به حفاظت اطلاعات ایران که میرسه بعد از 2 ساعت با بیسیم اعلام میکنند که خرگوش را پیدا کردیم! همه داوران و نماینده‌های سازمانهای اطلاعاتی باسرعت خودشان را به جنگل می‌رسانند تا شاهد معجزه صورت گرفته از جانب سربازان گمنام امام زمان باشند.
در محل خرسی گنده و سیاه را می‌بینند که ماموران اطلاعاتی دوره‌اش کردند، خرس دو دستی بر سر خودش میزنه و میگه بخدا من خرگوشم، جان مادرتون من خرگوشم!!

بی‌ربط: دیروز در پایگاه برای درست کردن کامپیوتری دنبال یک پیچ گوشتی بودم، از اونجایی که در اینجور جاها همه چیز برچسب خرید دارد، هیچ چیزی پیدا نمیشه؛
خلاصه رفتم پیشه یارو مربوط به قسمت اطلاعات عملیات گفتم: حاجی پیچ گوشتی داری؟
- نه‌خیر ندارم، ما فقط ابزار اطلاعاتی داریم!
- پس انبور دست را بده.
- گفتم که فقط ابزار اطلاعاتی!
- ای‌بابا پس ناخن مشتریاتون را با چی می‌کشید؟
دیدم داره چپ چپ نگاه میکنه، با خودم گفتم ارزش نداره چند روز آخر خدمت را خراب کنم و زدم بیرون؛
اون کامپیوتره هم هنوز خرابه!!



يک نظر براي “خرس بد گنده سیاه

  • 1
    فرزام
    شهریور ۵م, ۱۳۸۵ ۲۰:۵۰

    خیلی جالب بود اون خرگوشه…جدا” خندیدم!…راستی. شما به یکی از نوشته های من لینک دادین. میشه بدونم از کجا به این نوشته رسیدین؟ راستش حس فضولیم شدیدا” قلنبه شده!