لطفاً دست از سرم بردارید!
نه به خدا، نمیشه؛ اینقدر اصرار نکنید، ایمیل هم ندید؛ به خدا ایمیل باکسم پر شد از خواهشهای شما.
تعارف که ندارم؛ گفتم که هنوز زوده برام؛ برا اینجور کارها آدم باید خیلی چیزها یاد بگیره. الکی که نیست؛ باید شجاعتش را داشته باشی و بدونی که حتماً میتونی از پسش بر بیآی. تازه غیر از آن من هنوز میخوام ادامه تحصیل بدم.
شاید چند سال دیگه نامزد شدم ولی الان اصلاً؛
پینوشت:
الف- بیمعنی! لطفاً جنبه داشته باشید!
ب- بزودی دنیای وبلاگستان پارسی را با لیستی از افتخارتم شرمنده خواهم کرد.



