آرشيو براي مهر, ۱۳۸۵

تمام ابزارهای PDF

نرم افزارهای زیادی برای کار با PDFها و تبدیل فرمتهای مختلف فایل به PDF وجود دارند، تعداد این نرم‌افزارها آنقدر زیاد است که عمدتاً باعث می‌شوند خیلی دیر به هدفتان برسید؛ شما در گوگل جستجو می‌کنید و از میان نرم‌افزارهای مختلف یکی را انتخاب میکنید؛ خیلی باید خوش شانس باشید تا نرم‌افزار دانلود شده اولاً دقیقاً کاری را که انتظار دارید انجام دهد و ثانیاً کرک آنرا براحتی بدست آورید!

5 برنامه زیر برای کارهای مختلف PDF پیشنهاد میشود؛ همه این برنامه امکانات خیلی خوبی دارند و بخصوص اگر به قسمت تنظیمات آنها نگاهی بیاندازید متوجه تفاوت‌شان با دیگر برنامه‌های مشابه می‌شوید.
چون معمولاً در سایت اصلی این گونه نرم‌افزارها آخرین ورژن آنها را قرار می‌دهند، کرک‌شان براحتی بدست نمی‌آید، به همین دلیل همه فایلها را با کرکشان آپلود کردم. چهار مورد اول مربوط به محصولات این شرکت می‌باشند.

1- تبدیل فایلهای تصویری (…jpg,png,gif,psd,ems,tiff) به PDF را بوسیله این نرم‌افزار انجام دهید.

2- تبدیل تمامی فایلهای متنی و غیرمتنی که قابلیت پرینت گرفتن دارند (مثل فایلهای اکسل، پاورپوینت، ورد، نقشه‌ها، محیطهای ویژوال گرافیکی و …) را با این نرم‌افزار انجام دهید. این برنامه یک پرینتر مجازی نصب می‌کند که امکان تغییر کلیه مشخصات فایل PDF از جمله رمزگذاری را به شما خواهد داد.

 3- برای تعیین حد دسترسی فایلهای PDF و رمزگذاری 128 بیتی (PDF Encrypt) از این برنامه استفاده کنید.

4- برای ترکیب چند فایل PDF یا قطعه قطعه کردن آنها (Merge and Split) از این برنامه استفاده کنید.

5- برای تبدیل فایلهای DWG (فایلهای اتوکد) به PDFها از این نرم افزار استفاده کنید. ممکن است با بعضی از فونتهای فارسی مشکل داشته باشد.

6- برنامه رایگان PDF995 نیز از برنامه‌های خوب تبدیل PDF است؛ این برنامه مانند شماره 2 یک پرینتر مجازی می‌سازد؛ سرعت این برنامه از نرم‌افزار شماره 2 بیشتر است ولی امکانات کمتر و حجم بیشتری دارد. اگر به حداقل امکانات این برنامه راضی هستید این و این را دانلود و نصب کنید (مجموعاً 7مگ) ولی اگر امکاناتی نظیر قابلیت تغییر مشخصات PDF و رمزگذاری را نیز می‌خواهید این و این را هم دانلود کنید. برای بردن پنجره مزاحمی که تبلیغات نشان می‌دهد کافی است ALt+F4 بزنید!

رمضان در مالزی

وقتی به مادرم می‌گفتم مردم بعضی جاها امشب، یعنی شب ضربت خوردن امام علی شادی می‌کنند باور نکرد و گفت مگه میشه! خوشبختانه شاهد از غیب رسید و چندتا عکس و فیلم مربوط به همین امشب از مالزی دستم رسید؛ گفتم اینجا بگذارم تا شما هم ببینید که شده. (از شبنم بابت عکسها و فیلم ممنونم)

ناگفته نماند که مردم مالزی معمولاً بعد از افطار کمی تفریح می‌کنند، ولی این تفریحشان امشب کمی غلیظ‌تر است. این عکسها مربوط به شاپینگ BB PLAZA در کوالالامپور است که چند ساعت پیش گرفته شده؛ ببخشید عکسها خیلی آماتوری است! دو نمونه فیلم از نوع 3gp هم هست که از اینجا می‌توانید دانلود کنید؛ Decoder برای 3gp را هم از اینجا بگیرید.

ادامه مطلب»

مزایده

بابا یک چراغ قوه‌ای، گردسوزی چیزی کسی نداره ما بتونیم باهاش تو وبلاگستان راه بریم؟ مردیم بس که سرمون خورد به در و دیوار. من نمی‌دونم چرا این گوگل احمق نمی‌آید بلاگرولینگ را بخره.

یک سوال هم از مهدی حکیمی خودمان داشتم؛ مهدی جان اگر گوگل بخواهد دو در دو را بخره چند می‌فروشی؟ اصلاً می‌فروشی؟

بعد از تحریر: خوب ظاهراً این استعاره برق وبلاگستان رفتن را یکی دیگه زودتر از من خلق کرده، منم که حساس، زود خطش زدم.

بیایید یک چیزی را بپرستیم!

شرتو سوال خوبی را مطرح کرده، که البته به نسبت جوابهای کمی به سوالش داده‌اند؛ شرتو جان شاید بهتر باشه سوالهای مهم را بدیم گوشزد بگذاره تو وبلاگش!

اینطور سوالها و بحث‌ها به نظر من مهم‌ترین بعد از زندگی ما را تشکیل می‌دهند ولی معمولاً اکثر افراد از اینگونه بحث‌ها فرار می‌کنند؛ حالا یا بخاطر تعصب افراطی که به عقیده‌شان دارند، یا بخاطر اینکه فکر می‌کنند اینطور بحثها خیلی روشنفکرانه است، و البته عده‌ای هم فکر می‌کنند که وارد این مباحث شدن وقت تلف کردن است در حالیکه خودشان چندین ساعت در هفته را صرف عبادت با پروردگارشان می‌کنند!

در راستای سوال شرتو من هم یک سوال دارم؛ فرض کنید که برای آرامش درونی و طبق نظر شرتو برای حفظ تعادل و دوری از حس پوچی و همچنین ارضای آن قسمت از میل فطری(!) که انسان را وادار به پرستش چیزی می‌کند به یک خدا نیاز داریم! چرا آن خدا خورشید نباشد؟
خورشید بی‌همتاست، حداقل برای انسانهای موجود در منظومه شمسی بی‌همتاست، حیات کل موجودات زنده منظومه به خورشید وابسته است؛ هر روز که بیدار می‌شوید آثار مهرورزی خدای خودتان را با تمام وجود حس می‌کنید، با اینکه نمی‌توانید به خدای خودتان خیره شوید ولی همه جا آثار آن را مشاهده می‌کنید؛ این خدا همه جا همراه شماست حتی مطمئن هستید که شب‌ها هم وجود دارد؛ در ضمن خیالتان هم راحت است که این انسانهای زبون و ناتوان قدرت تسخیر خورشید را ندارند؛ هر موجودی که به خورشید نزدیک شود در گرمای بی‌همتای آن ذوب خواهد شد و….

حالا لطفاً جوابهایی را که به این مطلب می‌دهید را با علت پرستش خدای ماورائی خودتان منطبق کنید. امیدوارم سر خودتان را کلاه نگذارید و همچنین بتوانید به من نیز چیز جدیدی یاد بدهید.

پی‌نوشت:
خوب من نمی‌خواهم در مورد اصل آفرینش و روشهای اثبات یا نفی وجود خدا صحبت کنم؛ من پرستیدن یک چیز را زیر سوال بردم؛ من می خواهم در مورد آن احساس قشنگی که شما در تنهایی پیدا می‌کنی صحبت کنم و بگم اون احساس چیزی جز تلقین به خود نیست.

مثال پرستش خورشید خیلی خنده دار است برای اینکه عمل پرستش کار خنده داری است؛ و فقط چون شما صرفاً آمدی برای خودت یک موجود ماورائی خارج از زمان و مکان ساختی (بهتره بگیم براتون ساخته‌اند) خنده‌ات نمی‌گیرد.

ادامه مطلب»

میل مبهم هوس

آخرین فیلم لوئیس بونوئل پدر سینمای سوررئال جهان؛ بونوئل این فیلم را زمانی که 80 سال داشت ساخت؛ فیلمنامه این فیلم توسط خود بونوئل و ژان کلود کریر بر اساس رمانی به نام The Devil is a Woman نوشته شد.

از ابتدای شروع فیلم تا دقایق آخر با داستانی نسبتاً ساده و روان مواجهیم، ولی در دقایق آخر بونوئل با خلق چند صحنه پیچیده و معما گونه اثر انگشت سینمای سوررئال خودش را بجای میگذارد.

فیلم داستان گوشه‌ای از زندگی ماتیو مرد میانسالی است که از رفاه مادی و منزلت اجتماعی بالایی برخور‌دار است. در ابتدای فیلم ماتیو سطل آبی را بر روی زنی که بقول ماتیو "بدترین زن در دنیا" است و آثار کبودی و زخم بر روی صورت دارد، خالی میکند. وقتی مسافران علت این کار ماتیو را می‌پرسند ماتیو داستان عشق خودش را به دختر جوان، کونچیتا، نقل می‌کند. مسافران که شامل یک زن و دختر کوچکش، یک پرفسور روانشناس و یک قاضی است تنها نقش شنونده (و احتمالاً قضاوت کنندگان) را دارند. داستان اصلی فیلم از همین نقطه با فلش‌بک‌هایی به گذشته آغاز می‌شود.

نقش کونچیتا را دو بازیگر متفاوت به نامهای Carole Bouquet و Angel Molina بازی میکنند. استفاده از دو بازیگر برای نقش کونچیتا یکی از تکنیکهای مورد علاقه بونوئل است. در واقع بونوئل با اینکار دو شخصیت متفاوت از کونچیتا را ارائه می‌دهد. یکی دختری پاک و صادق، باکره و وفادار به اخلاقیات و دارای افکار روشنفکرانه. کونچیتا از عشق ماتیو ثروتمند راضی است ولی خودش را تسلیم هوس‌بازیهای مردانه ماتیو نمیکند؛ تنها یک راه برای ماتیو وجود دارد و آن احترام به شخصیت کونچینتا، احترام به آزادی او و اینکه قبول کند کونچیتا یک "شیء" نیست.
در مقابل این شخصیت آرمانی، کونچیتا (و شاید تمام زنان دیگر دنیا) داری شخصیت دیگری هم هست؛ زنی طناز و عشوه‌گر و در عین حال هوسران و خودخواه که با رفتاری سادیسم گونه از آزار ماتیو لذت می‌برد.

بعد از پایان داستانی که ماتیو برای مسافران نقل میکند، کونچیتا سر می‌رسد و او هم مثل ماتیو سطل آبی را روی وی خالی میکند، کونچیتا فرار میکند ولی ماتیو او را در دستشویی قطار گیر می‌اندازد؛ در اینجا مجدداً شاهد نمود شخصیت دیگر کونچیتا هستیم، دست به سینه ایستاده و به ماتیو زبان درازی میکند!

در سکانس آخر در حالی که ماتیو و کونچیتا دست در دست هم در حال عبور از خیابانی در پاریس هستند، توجه ماتیو به فروشگاهی جلب می‌شود که زنی لباس سفید خون‌آلودی را از کیسه‌ای که قبلاً در چند جای فیلم توسط ماتیو حمل می‌شده در می‌آورد و مشغول دوختن آن می‌شود؛ ماتیو چیزی را برای کونچیتا شرح می‌هد که بیننده متوجه آن نمی‌شود؛ مجدداً کونچیتا قهر می‌کند و ماتیو التماس کنان به دنبالش می‌رود.

زمانی که این فیلم را می‌بینید شخصیتهای مثبت و منفی مدام عوض می‌شوند؛ گاهی ماتیو را تحسین می‌کنید و زمانی کونچیتا را. همینطور در این فیلم نیز مثل دیگر فیلمهای بونوئل نکات مبهم زیادی وجود دارد:
گیر افتادن موش در تله زمانی که ماتیو کونچیتا را از مادرش خواستگاری میکند استعاره از چیست؟ افتادن مگس در لیوان مشروب ماتیو در رستوران چطور؟ بدتر از همه همان سکانس گیج کننده آخر فیلم؛ بخیه کاری لباس پاره شده و تمرکز طولانی مدت دوربین روی این صحنه و بهت ماتیو!؟ تصویر پوستر قدیمی این فیلم نیز برای من یک معماست!
به گمان من کیسه‌ای که همراه ماتیو حمل میشده گوشه‌ای از خاطرات قدیمی ماتیو است که در جایی از فیلم توسط او بدور ریخته می‌شود. بازگویی خاطرات قدیمی وی برای کونچیتا (که احتمالاً مربوط به زن سابقش بوده) باعث رنجش کونچیتا می‌شود.

در همین رابطه:
بونوئل کیست؟ (فارسی)
شرحی بر میل مبهم هوس(انگلیسی)
میل مبهم بونوئل بودن(فارسی)

برای مشاهده پوستر و تصاویری از فیلم ادامه مطلب را ببینید.

ادامه مطلب»

گذر از پوپولیسم

ضرب الاجل 15 روزه رئیس جمهور به رانت خواران بانكي؛ افشاگری مي كنم

اگر می‌شناسی که وظیفه‌ات است بگویی و به مقامات قضایی معرفی کنی؛ اگر می‌شناسی و به هر دلیل نمی‌توانی بگویی استعفاء کن؛ اگر هم نمی‌شناسی … زیادی نخور؛ تهدید کردن و مهلت دادن چه‌جور صیغه‌ای است؟

اینطور سخنرانی‌های آتشین پوپولیسم نیست، اُملیسم است.

کپی رایت در اروپا- قسمت اول

چند روزی است که پسر داییم از دیار غرب (سوئد) مهمان من ‌است؛ به همین خاطر فرصت چندانی (بخصوص با وجود کلاسهای فشرده زبان) ندارم؛ الان هم فقط برای سُک‌سُک آمدم.

بی‌بی‌سی در گزارشی وضعیت حقوق معنوی نرم‌افزارهای خارجی در ایران را بررسی کرده، احتیاج به توضیح نیست همه می‌دانیم چه خبر است؛ اما وضعیت در اروپا چگونه است؟
پنج شش سال پیش که پسر داییم به ایران آمده بود مثل این آدمهای ندید بدید توی فروشگاههای نرم‌افزار ایران می‌چرخید و همه فروشنده‌ها را به فیض می‌رساند، در نهایت هم از ترس جریمه شدن بخاطر استفاده از نرم‌افزارهای قفل شکسته چیز زیادی همراه خودش نبرد؛ من هم در دلم کلی ملت اروپا را بخاطر این همه احترام به مالکیت معنوی تحسین کردم!
ولی امسال اخلاق ایشان بکلی فرق کرده و ابداً دنبال نرم‌افزارها و دی‌وی‌دی های ارزان اینجا نیست؛ می‌دانید چرا؟
بخاطر دسترسی به اینترنت پرسرعتی (18 مگا بیت) که دارد! ظاهراً هیچکس در اروپا حاضر نیست از سرویسهای P2P‌ی که همه نوع فیلم و نرم‌افزار قفل‌شکسته را در اختیارش میگذارند چشم پوشی کند؛
چند سال پیش بخاطر قوانین سفت و سخت کپی‌رایت امکان فروش سی‌دی‌ها بصورت مستقیم در مغازه‌ها میسر نبوده و مالکیت معنوی را به زور جریمه‌های سنگین مورد احترام قرار می‌داده‌اند، ولی حالا با وجود اینترنت پرسرعت و هاردهای اکسترنال با ظرفیت بالا ملت فخیمه اروپا حسابی از خجالت حقوق معنوی تولیدکنندگان درآمده‌اند. این وضعیت برای آلبومهای موسیقی و فیلمهای تجاری بدتر است. شناگرهای ماهری که حوض آب ندیده بودند حالا در دریای BitTorrentها چه حالی میکنند!

ادامه دارد…