از همه کسانی که خواستند با دادن اطلاعات به من کمکی کرده باشند ممنونم، چه آنهایی که سعی کردند راهی برای خروج و مهاجرت نشانم بدهند چه آنهایی که خواستند به ماندن قانعم کنند.
و اما نتیجه، هیچ راه و ترفند جالب و جدیدی که ارزش امتحان کردن را داشته باشد پیدا نکردم؛ با این شرایط مالی و تجربه کاری کم امکان سریع اقامت گرفتن عملاً وجود ندارد. همینطور به هیچ عنوان به ماندن هم قانع نشدم. با اینحال بعنوان آخرین شانس روش ازدواج صوری برای سوئد را امتحان میکنم و هم یک برنامه بلند مدت برای کانادا و هم آمریکا. بزرگترین مشکل من رشتهام است که برای گرفتن اجازه اقامت باید بالای 5 سال تجربه کاری داشته باشم. حتی برای گرفتن MBA در یک دانشگاه بدردبخور باید تجربه کاری مرتبط داشته باشم، حالا شهریه بالای 30 میلیون در سال بماند.
جدای اینها به کسانی که مشکل من را دارند پیشنهاد میکنم کامنتهای پست قبلی را بخوانند، تا اندازهای کمکشان خواهد کرد. یکی از بزرگترین مشکلات در این زمینه اطلاعات درست است؛ خود من روی استرالیا حساب باز کرده بودم ولی بدلیل سربازی امکان به جریان انداختن پرونده نبود؛ چون شنیده بودم 2 سال خدمت سربازی تجربه کاری محسوب میشود خیلی امیدوار بودم ولی وقتی عملاً درگیر شدم متوجه شدم اینطور نیست چون حقوق قابل عرضی طی این دو سال نگرفتم سابقه کار بحساب نمیآید و به همین راحتی استرالیا مالید! من قبلاً در مورد ویزای کار و تعطیلات استرالیا مطلبی نوشته بودم که توصیه میکنم بخوانید و به دیگران هم بگویید، با توجه به سخت و طولانی شدن پروسه مهاجرت به خارج تعداد خیلی زیادی از ایرانیها از این روش استفاده میکنند که یکی از بدترینها است. همینطور از آقای هاشمی بابت توضیحات و ترفندهایی که برای گرفتن پناهندگی در اروپا دادند ممنونم؛ خلاصهای از توضیحات ایشان را اینجا میگذارم به همراه چند تا لینک، مطمئنم که مفید خواهد بود.
صحبتهای آقای پدرام هاشمی:
من 5 سالی میشه که از ایران خارج شدم و توی این مدت در چند کشور اروپایی مدتی را گذرانده وآخرسر سر از بلژیک درآوردم. از آوارهگیها و ناامیدیهایی که توی اون یکی دوماهه اول سرم اومد زیاد چیزی نمیگم چون بهرحال گذشت و طبیعی هم هست که کسی که به یک کشور دیگه نقل مکان میکنه تا مدتی دچار مشکلات و سردرگمی و بیپولی و حتی خیابان خوابی هم بشه و البته این دوره گذراست و زیاد طول نمیکشه ولی خیلی سخته. آنچه که میخواستم بهت بگم اینه که با توجه به شرایطی که تعیین کردهای شانس خودت را حداقل در اروپا به صفر رساندهای.
بیرون آمدن از ایران که البته خودش کلی مشکل داره یک ور قضیه است و زندگی کردن و اجازه زندگی گرفتن و کار کردن قسمت دوم کوه یخی است که متاسفانه ما بیشتر موارد آنرا نمیبینیم و یا شرایط آنقدر در ایران برامون سخت میشه که دلمون نمیخواد ببینیمش.
من معتقدم که این موارد تقریبا 99.9 درصد حداقل در اروپا صادقه و تا آنجاییکه میدانم و با صحبت با دوستانی دیگه ای که در امریکا و کانادا داشته ام آنها هم با من هم عقیدهاند. در کل ممکنه جزئیاتی در کشورهای مختلف باهم فرق داشته باشه ولی در کلیات تقریبا این قانونها همه جا صدق میکنه:
ادامه مطلب»