آرشيو براي بهمن, ۱۳۸۵

‍‍~~~~~

فیل بازهم تر زد؛ آن‌هم به طرز احمقانه‌ای.

این هم شاهد.

پی‌نوشت: دیگر شورش را درآورده‌اند. اگر آدم نیستید حداقل ادای آدمها را دربیآورید. دودردو بدون www فیلتر نیست با www فیلتر است؛ برعکس این قضیه، پیمان بنده خدا با www فیلتر نیست بدون www فیلتر است! همین قضیه در مورد سایتهای دیگر هم صدق می‌کند؛ کتاب‌لاگ‌ چه با www چه بدون آن کلاً فیلتر است. کار ما شده در RSSها بگردیم و با wwwها بازی کنیم، که بتوانیم چهارخط خبر و مطلب بخوانیم.

پی‌نوشت 2: مثل اینکه اثر کرد؛ ظاهراً آقایان تصمیم گرفتند محض تنوع  هم که شده، کمی ادای آدمها را دربیآورند.

طرح مکانیزه

نمکی‌ها را یادتان هست؟ همان موجودات خوش صدایی که روزها پی نان خشک بودند؟
با آغاز طرح مکانیزه تفکیک زباله از مبداء و برای حفظ زیبایی چهره شهر بساط نمکی‌ها برچیده شد و چهره شهر بدینگونه زیبا شد:

 

نسبت طلایی phi

می‌خواهم یک توضیح خیلی کوتاه راجع به نسبت طلایی و منحنی طلایی بدم تا مطلب بعدی که مرتبط با این موضوع است خیلی طولانی نشود.

نسبت طلایی یا phi عددی که هزاران سال پیش بشر کشف‌اش کرد و این نسبت الهام بخش بسیاری از هنرمندان و معماران اروپایی و همچنین خطاطان ایرانی شد. اگر شما معادله a2=a*b+b2 را در نظر بگیرید و بجای b یک قرار دهید، مقدار a مساوی 1.61803399 خواهد شد. به این عدد نسبت طلایی می‌گویند. خود این معادله از نسبت زیر بدست آمده است:

A/B :: A+B /A

این نسبت از طریق سری فیبوناچی نیز بدست می‌آید. یعنی اگر نسبت عدد سوم سری فیبوناچی را به عدد قبل از آن بدست آوریم و ادامه دهیم:

1/1, 2/1, 3/2, 5/3, 8/5, 13/8, 21/13, 34/21, 55/34, 89/55, 144/89, …

که حاصل این تقسیم‌ها می‌شود:

1, 2, 1.5, 1,666, 1.6, ,625, 1.6153, 1.6190, 1.6176, 1.6181, 1.6179, …

این رشته به سمت phi یا همان نسبت طلایی میل می‌کند. حالا اگر در مربع‌های تو در تو نمایش هندسی سری فیبوناچی قطرهای منحنی‌وار رسم کنیم منحنی عجیب و زیبایی خواهیم داشت بنام مارپیچ فیبوناچی یا منحنی طلایی؛ همین‌طور به مستطیلی که این نسبت بین اضلاع‌اش برقرار باشد مستطیل طلایی می‌گویند.

 

اطلاعات کامل‌تر را در اینجا و اینجا بخوانید.
این مستطیل و منحنی طلایی از نظر بصری زیبا هستند. چیزی که باعث شگفتی شده این است که این دوشکل طلایی در همه جای طبیعت وجود دارند؛ به اثر انگشت خودتان نگاه کنید. همینطور گوش‌تان. صدف حلزون، کهکشان راه‌شیری و خیلی چیزهای دیگر شکلی مشابه همین منحنی را دارند.
این نسبت طلایی 1.618 در خیلی جاها نمود دارد. هنرمندان و معماران از این نسبت برای شکل‌دهی به کارشان استفاده می‌کنند. حتی در عکاسی توصیه می‌شود تا از مستطیل طلایی برای کادربندی استفاده شود. تصاویر و مطالب لینکهای زیر را دنبال کنید تا بهتر متوجه شوید:

Fibonacci numbers are Nature
Fibonacci numbers and Golden Section in Nature
The Golden Ratio and Beauty in Architecture
The Golden Ratio and Beauty in Humans

Apocalypto

فیلم Apocalypto یا آخر زمان مل گیبسون را دیده‌اید؟ یک بار تماشای این فیلم کافی بود تا آنرا به جرگه ده فیلم منتخب خودم وارد کنم. پیمان در مورد این فیلم مطلب خوبی نوشته و من زیاده‌گویی نخواهم کرد.

علاوه بر نکاتی که پیمان اشاره کرده من یک نکته قابل‌توجه در این فیلم دیدم که آنهم طعنه‌ای است که مل گیبسون در یک سکانس کوتاه آخر فیلم به مذهب رایج هم عصر ما می‌زند و به نوعی آنرا با جهالت و خرافات رایج در مایاهای بدوی مقایسه می‌کند؛ همان جهالتی که هم پادشاه و کاهن اعظم مایاها به نحو احسن ازش استفاده کرده‌اند و هم رهبران مذهبی سرتاسر عالم در دنیای امروز.
اگر در سکانسهای انتهایی فیلم جایی که قایق‌های کریستوفر کلمب به ساحل نزدیک می‌شود دقت کنید اثر انگشت مل گیبسون را خواهید دید!

از پوستر این فیلم هم بسیار خوشم آمد، کار قشنگی است؛ در ادامه مطلب می‌توانید آنرا ببینید.

حاشیه: می‌گویند که امروز روز ولنتاین است؛ برای شما چطور؟ مالیات عشق‌ خودتان را پرداخت کردید؟ خوب همین است دیگر؛ بالاخره باید برای تظاهر به چیزی که ندارید هزینه کنید. در هر حال خوش بحالتان! من که همچنان به دنبال شلوار لی می‌گردم!

ادامه مطلب»

Kaspersky

این یک توصیه کاملاً جدی است:
اگر دنبال یک آنتی ویروس خوب برای کامپیوترتان هستید Kaspersky بهترین گزینه است. قدرتمند، سبک، انعطاف‌پذیر. این سه ویژگی مهم Kaspersky است؛ البته آپدیت شدن بدون نیاز به اینترنت را هم باید به آن اضافه کرد. نورتن و مک‌آفی را فراموش کنید؛ تا اطلاع ثانوی فقط Kaspersky!

آخرین ورژن را از سایت Kaspersky بگیرید. کرکش را هم در قسمت نظرات گذاشتم. برای استفاده راحت‌تر از این آنتی‌ویروس نازنین دو نکته زیر را درنظر بگیرید:

اول اینکه این آنتی‌ویروس بطور پیش‌فرض در ابتدای بالا آمدن ویندوز اجزاء Startup سیستم را اسکن می‌کند که باعث کندشدن سیستم در ابتدای کار می‌شود. بهتر است بعد از نصب و اسکن کامل (وقتی که مطمئن شدید سیستم‌تان پاک است) این خاصیت را از طریق منوی Settings غیرفعال کنید. یعنی وارد قسمت تنظیمات شوید و در سه قسمت مربوط به Scan تیک Run Mode را بردارید.

دوم هم اینکه پیشنهاد می‌کنم خاصیت Proactive را هم غیرفعال کنید. اگر روزی متوجه رفتارهای مشکوک بعضی برنامه‌ها یا درگیرشدن بی‌جهت سی‌پی‌یو شدید این قسمت را فعال کنید تا در عیب‌یابی کمک‌تان کند.

برای آپدیت کردن آنتی‌ویروس هم می‌توانید فایلهای موردنیاز را از اینجا بگیرید و طبق راهنمایی اینجا، Kaspersky را آپدیت کنید. در ضمن اگر حوصله پیام‌های Kaspersky را ندارید در قسمت تنظیمات تیک Enable notifications را بردارید.

شلوار لی!

خریدن لباس در این شهر (شاید هم کشور) برای من مصیبت است. از قبل از خدمت تا به امروز لباسی برای خودم نخریده بودم.  هدف خرید یک شلوار لی و دو پیراهن بود. هر چی در این شهر گشتم شلوار و پیراهن مورد نظرم یافت نشد.

آقا جان من شلوار لی واقعی می‌خواهم نه از این کاغذی‌ها که از پارچه معمولی هم نازک‌ترند؛ در ضمن خوشم نمی‌آید جلو و عقب‌اش سفید باشد، ساده ساده. مخالف مد روز نیستم، ولی برای سلیقه خودم هم ارزش قائلم، من در این شلوارهای سنگ‌شور شده زیبایی نمی‌بینم!

فاق شلوار برایم خیلی مهم است، نه آنقدر بلند که بیآید تا بالای شکم نه آنقدر کوتاه که چیز شود (روم نشد بنویسم، مردونه است!). می‌بینید انتظارم اصلاً زیاد نیست ولی در تمام شهر فقط یک مدل شلوار لی بود. شلوار لی کاغذی، که پشت و رو اش را هم سنگ‌شور کردند. انگار تمام فروشگاه‌ها از یک‌جا خرید می‌کنند که اگر از خودشان بپرسی آنجا ترکیه است! قیمت را هم که نگو؛ تمام فروشنده‌ها بصورت کاملاً اتومات قبل از گفتن قیمت، یک عبارت "کاره ترکه" را هم ضمیمه می‌کنند تا جای هرگونه چانه زدن یا تعجب شما را بگیرند. مثل سگ هم دروغ می‌گویند، از آرم‌های رنگارنگ و متنوع‌ شلوار براحتی می‌شود فهمید همه در کارگاه‌های ایرانی  و چینی تولید می‌شوند.

خرید پیراهن هم مشکلات خودش را دارد، بزرگترین ایراد این است که نمی‌شود پیراهن را در مغازه باز کرد، حتماً دیده‌اید که چطور یک میلیون سوزن ته گرد را طبق یک الگوی خاص و پیچیده به یک پیراهن فرو کرده‌اند؛ با این حساب تقاضای باز کردن پیراهن از فروشنده، مرد می‌خواهد! تنها امکان دیدن رنگ‌بندی و جنس پارچه وجود دارد. آنهم برای من کافی نیست. پیراهن باید یقه‌اش خوب باشد، خوش‌دوخت باشد، شانه‌هایش درست روی تنم مچ شود؛ فاصله دکمه‌هایش از هم باید کم باشد.
با این اوصاف انتخاب یک پیراهن یک انتخاب تصادفی است. تنها ملاک من بعد از رنگ و جنس پارچه، قیمت است. هر چه قیمت بالاتر احتمال خوش دوخت بودن پیراهن هم بیشتر. ولی بدبختی این است که این فرمول این دفعه جواب نداد! قیمت بالاتر یعنی چهل هزار تومان به بالا!
مشابه همین برنامه را هم برای تی‌شرت داریم؛ شما تی‌شرتی که بعد از دو بار شستن وا نرود و یقه‌اش گشاد نشود سراغ ندارید؟

فروشنده‌ها هم که بازارشان کساد است و حسابی پاچه می‌گیرند. یعنی اول که وارد مغازه می‌شوی خوب‌اند و ادای فروشنده‌های مشتری‌مدار را درمی‌آورند، ولی به محض اینکه تعداد پرو لباس شما به مثبت 2 رسید پاچه می‌گیرند.

گفتم پرو داغم تازه شد. یک اتاقک نیم متری در نیم متری دارند با یک سقف کوتاه بدون هواکش و یک لامپ روشن که با سر شما تنها 5 سانت فاصله دارد. قفل در هم که معمولاً یا خراب است یا نیست. حالا حساب کنید که برای این پرو مشتری باید چه عرقی بریزد. اگر یکی مثل من خجالتی هم باشد که دیگر هیچ، استرس باز شدن هر لحظه در را هم اضافه کنید.

وقتی ابتذال با درد و خونریزی همراه شد

همه جا مارمولک داریم، هم مارمولک پول‌دوست فرهنگی‌ و هم مارمولک عقده‌ای سیاسی‌.