شلوار لی!
خریدن لباس در این شهر (شاید هم کشور) برای من مصیبت است. از قبل از خدمت تا به امروز لباسی برای خودم نخریده بودم. هدف خرید یک شلوار لی و دو پیراهن بود. هر چی در این شهر گشتم شلوار و پیراهن مورد نظرم یافت نشد.
آقا جان من شلوار لی واقعی میخواهم نه از این کاغذیها که از پارچه معمولی هم نازکترند؛ در ضمن خوشم نمیآید جلو و عقباش سفید باشد، ساده ساده. مخالف مد روز نیستم، ولی برای سلیقه خودم هم ارزش قائلم، من در این شلوارهای سنگشور شده زیبایی نمیبینم!
فاق شلوار برایم خیلی مهم است، نه آنقدر بلند که بیآید تا بالای شکم نه آنقدر کوتاه که چیز شود (روم نشد بنویسم، مردونه است!). میبینید انتظارم اصلاً زیاد نیست ولی در تمام شهر فقط یک مدل شلوار لی بود. شلوار لی کاغذی، که پشت و رو اش را هم سنگشور کردند. انگار تمام فروشگاهها از یکجا خرید میکنند که اگر از خودشان بپرسی آنجا ترکیه است! قیمت را هم که نگو؛ تمام فروشندهها بصورت کاملاً اتومات قبل از گفتن قیمت، یک عبارت "کاره ترکه" را هم ضمیمه میکنند تا جای هرگونه چانه زدن یا تعجب شما را بگیرند. مثل سگ هم دروغ میگویند، از آرمهای رنگارنگ و متنوع شلوار براحتی میشود فهمید همه در کارگاههای ایرانی و چینی تولید میشوند.
خرید پیراهن هم مشکلات خودش را دارد، بزرگترین ایراد این است که نمیشود پیراهن را در مغازه باز کرد، حتماً دیدهاید که چطور یک میلیون سوزن ته گرد را طبق یک الگوی خاص و پیچیده به یک پیراهن فرو کردهاند؛ با این حساب تقاضای باز کردن پیراهن از فروشنده، مرد میخواهد! تنها امکان دیدن رنگبندی و جنس پارچه وجود دارد. آنهم برای من کافی نیست. پیراهن باید یقهاش خوب باشد، خوشدوخت باشد، شانههایش درست روی تنم مچ شود؛ فاصله دکمههایش از هم باید کم باشد.
با این اوصاف انتخاب یک پیراهن یک انتخاب تصادفی است. تنها ملاک من بعد از رنگ و جنس پارچه، قیمت است. هر چه قیمت بالاتر احتمال خوش دوخت بودن پیراهن هم بیشتر. ولی بدبختی این است که این فرمول این دفعه جواب نداد! قیمت بالاتر یعنی چهل هزار تومان به بالا!
مشابه همین برنامه را هم برای تیشرت داریم؛ شما تیشرتی که بعد از دو بار شستن وا نرود و یقهاش گشاد نشود سراغ ندارید؟
گفتم پرو داغم تازه شد. یک اتاقک نیم متری در نیم متری دارند با یک سقف کوتاه بدون هواکش و یک لامپ روشن که با سر شما تنها 5 سانت فاصله دارد. قفل در هم که معمولاً یا خراب است یا نیست. حالا حساب کنید که برای این پرو مشتری باید چه عرقی بریزد. اگر یکی مثل من خجالتی هم باشد که دیگر هیچ، استرس باز شدن هر لحظه در را هم اضافه کنید.




بهمن ۲۳م, ۱۳۸۵ ۱۶:۲۱
با این اوصاف توصیه میشود شما به جای این کارها تشریف ببرید خیاط خانه باب دل را سفارش بدهید! اعصابتان راحت تر خواهد بود! P:
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۵ ۱۷:۰۸
من هم مشکل تو رو دارم.یعنی از این کاغذی ها اصلا خوشم نمیآد.اگر که تهران اومدی تو امام حسین یا پلاسکو میتونی از جینهایی که تو میگی و به سوزنی معروف هست پیدا کنی.قیمتش هم از کاغذی ها بالاتره چون کمیاب تره.
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۵ ۱۸:۱۸
دقیقا منم همین درد و دارم با ایت تفاوت که از پیرهن خوشم نمیاد واسه همین اصلا طرفش نمیرم واسه خرید
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۵ ۱۸:۲۲
خیلی خیلی خیلی خوب گفتید. انقدر این مطلبتان به دلم چسبید که نگو .تازه خدا را شکر کنید که آقا هستید.خانوما که مشکلشان دو چندادن هست. حالا اگر خدا عمری داد من هم در مورد مشکلات زنان در انتخاب و خرید لباس مینویسم ( خوب فکر هست
)
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۵ ۲۲:۵۷
آقا مثل این که تعدادمان کم هم نیست.
مشکلات چند تا هستند:
1.پیدا کردن لباس کلاسیک و ساده ( هر کدام از اجزاء لباس)
2. فروشنده های بی اخلاق عوضی
3. جنس های الکی(قیمت هم چیزی ر اتضمین نمی کند)
…
در این کشور گمانم صحیح است. لباس خریدن در تهران هم یک عزاداری مطلق است. کسی باور می کند در این هیولا شهری که اگر بهایش را بپردازی می توانی همه چیز داشته باشی پارسال برای همسرم در به در دنبال یک دامن مشکی ساده بودیم؟
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ ۰۱:۲۸
با همه این حرفها با لباسهای جدید فئودالیت چه چیزی هم شدی…زودتر یه قرار بذار که سر تماشات کنیم !!! :ي
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ ۰۳:۰۶
آقا میگم یه صفحه راه بندازیم و توش درباره ی همین خرد و ریزهای زندگی شهری بنویسیم. مثلاً اگر من جایی سراغ دارم که آرشیو فیلم خوبی داره یا فلان مغازه لباس های خوبی داره ازش بنویسم. دیگه می شه اِندِ اشتراک تجربه ها!
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ ۰۴:۰۳
درست مثل لحظاتی که با برادر گرامی می روم و قصد خرید شلوار لی داریم و بلوز ایضا…و همینطور خودم.دیگر پیدا کردن یک دست لباس ساده شیک به دور از مدهای آنچنانی الان واقعا کیمیا شده…همه نکاتی رو که گفتی با تمام وجود درک کردم!راستی تیشرتی که بعد از دو بار شستن وا نرود و یقهاش گشاد نشود هم سراغ داریم:)
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ ۰۵:۱۳
من هم با اين مشكل شلوار لی دست به گريبانم و دقيقاً مثل حضرت عالی، دچار معضل «كلاسيكخواهی» هستم. نه از اين طرحها و مدلهای جديد خوشم مياد، نه از پاچه تنگ و گشاد. (اون مسأله فاق رو هم كه روم نمیشد بگم. دستت درد نكنه كه گفتی)
تنها جايی هم كه «ممكنه» بشه شلوار لی مورد نياز من (و شما) رو پيدا كرد، آرينجين و پاتنجامه است. البته شعبههای تهران رو میگم و تا حالا سراغ آرينجين و پاتنجامه مشهد نرفتهام. مهمترين خوبی اين دو تا هم مقطوع بودن قيمتشون هست و خيلی سر آدم كلاه نمیذارن. تو زمينه پرو هم تا حالا كه من دندونقروچه نديدهام
و اما داستان «كار ترك»
يكی از دوستان مشهدی معتقد بود كه راست میگن. فقط تركش، ترك اردبيل بوده و نه استانبول!
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ ۰۹:۴۴
كفش چي؟! يه روز نوك تيز مد ميشه همه ميرن تو كار نوك تيز! از اونا كه عين مال جادوگراست!… دو متر از خود آدم جلوتره… حالا بيا بگو آقاجون من كفش نوك گرد مي خوام!!… همه عين هم شدن. از پشت همه شكل همن… از جلو هم كه انگار همه رو برق گرفته…!
پست جالبي بود.
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ ۲۱:۱۰
فکر کنم بخاطر همین دلایل که 4 سال شلوار لی نپوشیدم.
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۵ ۲۲:۲۹
آقا چرا در مورد این خشتک شلوار لی جدیدی ها ننوشتی!!
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۵ ۰۴:۴۴
منم برای خریدن لباسهای مورد علاقهم دقیقا همین ماجرا رو دارم.