Perfume: The Story of a Murderer

می‌توانم بگم بعد از کله پاک کن دیوید لینچ این فیلم سیاه‌ترین فیلمی بوده که تابحال دیدم. فیلم بر اساس رمان پرفروش سال 1985 نوشته Patrick Suskind’s در سال 2006 توسط Tom Tykwer (کارگردان بدو لولا بدو) ساخته شده است.

عطر داستان زندگی مردی با نام Jean-Baptiste Grenouille است که از حس بویایی فوق‌العاده‌ای برخوردار است. در برخوردی اتفاقی با دختری آلو فروش، مست بوی بدن دخترک می‌شود؛ در ادامه، از دست دادن دخترک باعث بوجود آمدن عقده‌ای دردناک در وجودش می‌گردد که تا آخر عمر از لذت یک عشق واقعی محرومش می‌کند. کل فیلم داستان همین تمنای درونی بابتیست است که می‌خواهد از طریق ساختن بهترین عطر دنیا به آن برسد که در نهایت ناکام می‌ماند.
برخلاف تمام فیلم‌های دیگر ساخته شده که شخصیت‌ها طی فیلم دچار تغییر و تحول می‌شوند Babtiste از ابتدای تولد تا انتها هیچ تغییر شخصیتی ندارد. ظاهراً تنها دلیلی که استنلی کوبریک و مارتین اسکورسیزی از ساختن فیلم این رمان شانه خالی می‌کردند نیز همین مسئله شخصیت پیچیده بابتیست بوده است. ایجاد حس همدردی و دلسوزی مخاطب با این قاتل زنجیری دختران برجسته‌ترین کار تام تیکور است. البته از بازی حقیقتاً خوب Ben Wishaw هم نمی‌‌توان گذشت.

با اینکه عطر یک فیلم فوق‌العاده عالی نیست ولی جزء فیلم‌های خیلی خوب است. جالب است بدانید این فیلم با 67 میلیون دلار هزینه جزء پرخرج ترین فیلم‌های اروپایی (و بخصوص آلمان) بشمار می‌آید.

بعد از تحریر: قسمتی از گفتگو با کارگردان Perfume:

همه ما يک روز از خواب بلند شده‌ايم و با نگاه کردن به آينه دريافته‌ايم چقدر دشوار است خود را برانداز کردن و با خود فکر کردن که اين آدم درون آينه چقدر می‌توانست زيباتر و باهوش‌تر از اين حرف‌ها باشد و حالا بايد همچنان به اين بودن معمولی و پيش‌پا افتاده و اين زندگی بی‌کيفيت ادامه دهيم. بعد خودمان را آرايش می‌کنيم، به خودمان عطر می‌زنيم، لباس می‌پوشيم و سعی می‌‌کنيم خودمان را تا اندازه‌ای بهتر از قبل بفروشيم. پايان فيلم هم اشاره به اين نکته است که هيچ اهميتی ندارد شما تا چه اندازه خودتان را مثل يک کالای منحصر به فرد، که احتمالاً در آن حد و اندازه‌ها هم نيستيد، عرضه کنيد. چيزی که در نهايت در پی‌اش هستيد کسی است که شما را فارغ از تمام اين لباس‌ها و ظاهر مبدل يا کوشش‌هايتان براي جلوه‌نمايی بهتر و فقط به خاطر خودتان بخواهد. اين حقيقت دردناکی است که در انتهای فيلم برای ژان آشکار می‌شود؛ هرچه بکوشی تا ظاهری مجذوب کننده برای ديگران خلق کنی، بيشتر و بيشتر از دستيابی به عشقی حقيقی و راستين محروم می‌شوی.



۶ نظر براي “Perfume: The Story of a Murderer

  • 1
    حمیدرضا
    فروردین ۲۴م, ۱۳۸۶ ۱۶:۵۳

    من از این فیلم خیلی خوشم اومد. علاوه بر این که خیلی خوش ساخته داستانش یه فلسفه‌ی جالبی برای توجیه قتلهای قهرمانش داره: این که ژان باپتیست متوجه میشه با وجود این که شامه تیزش ضعیفترین بوها رو از هم تشخیص میده هیچ بویی از خودش در ذهن نداره، شاید اصلاً خودش هیچ بویی نداشته باشه، یا به بیان دیگه شاید اصلاً وجود نداشته باشه و …، به نوعی این فیلم داره از یه قاتل یه قهرمان میسازه.

  • 2
    علیرضا
    فروردین ۲۴م, ۱۳۸۶ ۱۹:۲۳

    هوم!‌، پس دی‌وی‌دی اش اومده ، شرحش را همین دیشب در روز خوندم ، باید در اولین فرصت ببینمش

  • 3
    علیرضا
    فروردین ۲۴م, ۱۳۸۶ ۱۹:۲۵

    عجب! دارن فرصت ها و تهدیدهامون را بررسی می کنن

  • 4
    دکتر ریتالین
    فروردین ۲۶م, ۱۳۸۶ ۱۱:۵۰

    سلام. با این که فیلم به ژانر قاتل سریالی تعلق داره ولی با همه فیلمهای دیگه این ژانر که تا حالا دیدم فرق داره. شاید یک علتش وجود پیرنگ فراواقعی(تخیلی) موجود در فیلمه. سیاهی فیلم واقعا آزاردهندست. هر کسی تحمل دیدنش رو نداره.
    البته اگه فیلم رقصنده در تاریکی رو دیده باشی فکر کنم دیگه به کله پاک کن دیوید لینچ نگی سیاه! فکر نمی کنم احساس بدی که از دیدن فیلم رقصنده در تاریکی برام مونده حالا حالاها از بین بره.

  • 5
    سورئالیست
    فروردین ۲۷م, ۱۳۸۶ ۱۱:۰۲

    بیا عزیزم این رو بخون.
    http://www.etemaad.com/Released/86-01-27/218.htm#20095

  • 6
    sepide &shiva
    فروردین ۲۷م, ۱۳۸۶ ۱۱:۴۹

    kole film kheily khosh sakht va hayajani bod.baziha ali.