آرشيو براي اردیبهشت, ۱۳۸۶

دریای درون

در حالی که از دیشب اعصابم با مشاهده تصاویر کثافتکاری‌ جدید آقایان بشدت تحریک شده بود، دیدن فیلم دریای درون آلخاندرو آمنابار کمی تسکین دهنده بود. حقیقتاً شاهکاری بود این فیلم. من هنوز در تعجبم که چطور این فیلم با آن مضمون ضد ماورائی‌اش از صدا سیما پخش شد.

بهرحال کار به این حرفها ندارم؛ خیلی عالی بود. وقتی می‌بینی آدمهای دیگری هم هستند که مثل تو فکر می‌کنند کمی از درد تنهاییت کم می‌شود. این فیلم آنقدر خوب بود که مجبورم کند پس از ده روز یک نخ سیگار روشن کنم.

فمینیست و کوکب خانم

ریشه‌های ظهور فمینیست در ایران توسط خانم آجرلو، نماینده مردم کرج در مجلس، کشف شد. ایشان که دیروز در دفاع از عملکرد وزیر آموزش پرورش در مجلس سخنرانی می‌کردند، فرمودند:

نگاهی گذرا بر كتب درسی كافی است تا ريشه بسياری از معضلات بيرونی جامعه را بيابيم؛ ترويج نگرش فمينيستی، ولايت و امامت زدايی و از بين بردن نقش‌ محوری روحانيت در تاريخ ايران و مهم‌ترين مبحث حجاب‌زدايی همه و همه نوع تحول به سمت غرب زدگی را به راحتی مشاهده خواهيد كرد.
كتاب‌های ابتدايی را كه ورق بزنيم می‌بينيم از يك هزار و 800 تصوير رنگی در كتاب ها تنها 220 تصوير با حجاب برتر آن هم با بدترين نقاشی و رنگی كه از نظر روانشناسی خود نوعی ايجاد گريز در كودک می‌كند، مشاهده می‌شود.

البته باید در نظر داشت که معنای فمینیست آنقدرها که فکر می‌کنید ساده نیست. از نظر خانم آجرلو و همسنگرانشان فمینیست دقیقاً مترادف با کلماتی نظیر بی‌حجابی، روسپی‌گری، دختران فراری، دختران بزهکار، اعتیاد، آنجلا مرکل، اکس، سکس، بهارلو، طلاق، مهریه سنگین، مهرانگیز کار، نوبل صلح، یک عالمه امضاء، جعفر پناهی و خیلی چیزهای بد دیگر است.

واقعاً چه کسی فکر میکرد کوکب خانم با آن لباس گشاد و روسری ساده که با تخم‌مرغ و کره محلی از میهمانان ناخوانده‌اش پذیرایی می‌کرد، عامل اصلی چنین فسادی در کشور باشد؟ دم خانم آجرلو گرم واقعاً…

فقط من مانده‌ام که چه معجزه‌ای شد که این خانم فاطمه آجرلو که طبیعتاً دوره دبستان خودش را قبل از انقلاب تمام کرده، فمینیست نشد. در واقع می‌توان گفت ما چه شانسی آوردیم، وگرنه با درکات وحشت‌انگیز فساد و فحشا چه می‌کردیم؟

شرح عکس:  کتاب فارسی دوم دبستان سال 1339؛ از اینجا

سگی بگذار ما هم مردمانیم

اصلاً قصد نداشتم در مورد درگیری پنجشنبه شب مردم با نیروی انتظامی در بلوار سجاد مشهد چیزی بنویسم، بخصوص که گزارش رادیو زمانه در این مورد کاملاً درست و منطبق بر واقعیت بود. ولی اطلاع‌رسانی رسمی نیروی انتظامی آنقدر غیرواقعی و مسخره هست که بخواهد صدای من را هم دربیآورد.

کلاً موافق اینگونه درگیری‌ها و شلوغ‌بازیها نیستم، ولی حقیقتاً از آغاز این طرح مسخره در این شهر جان مردم را به لب‌شان رسانده‌اند. انگار تمام مشهد در خیابان‌های بلوار سجاد و احمدآباد خلاصه شده است؛ فقط این دو خیابان است که نیاز به ارتقاء امنیت اجتماعی دارند. لشکر کفار و بی‌حجاب‌ها و اشرار در این خیابانها لانه کرده‌اند و آقایان مسلمان‌تر از محمد کمر همت به پاکسازی این مناطق بسته‌اند. کاسب‌های بدبخت یک‌ماه است کاسبی را گذاشته‌اند کنار؛ مشتری ندارند. اگر آمار بگیرید قیمت سرقفلی مغازه‌های این مناطق هم پایین آمده.
دخترها ترجیح می‌دهند اصلاً بیرون نروند تا اینکه بخواهند خودشان را با معیارهای اینها تطبیق بدهند. خواهرم کلاس زبانش را که قبلاً با اتوبوس می‌رفت حالا با آژانس می‌رود تا امنیت بیشتری داشته باشد. یکبار همراه پدرم (!) بخاطر حجاب گرفتنش؛ پدرم سرهنگ بازنشسته راهنمایی است. کارتش را نشان داد ولی کوتاه نیآمدند، بردنشان کلانتری و آنقدر توهین کردند که حالا از صد متری یک پلیس هم حاضر نیست رد شود. 

برخوردها فوق‌العاده زشت و زننده است. حتی اگر صلاح دانستند در همان خیابان تنبیه هم می‌کنند. عاشق این‌اند که گیر بدهند و بعد تو التماس‌شان کنی تا با کلی منت و تحقیر آزادت کنند. این متد را برای ارتقاء امنیت اجتماعی من و شما پیاده می‌کنند.

درگیری پریشب، درگیری چند جوان با پلیس‌هایی که فقط تذکر می‌دادند نبود؛ درگیری تمام مردم و جوان‌هایی بود که به بازداشت وحشیانه یک دختر و پسر زباناً اعتراض می‌کردند. ولی پلیس آماتور جواب آنها را با گاز اشک‌آور داد، جمعیت تحمل نکرد و شعار دادن و هو کردن شروع شد. پسر جوان موفق شد با دستبند فرار کند. بخاطر ترافیک آن منطقه نیروهای کمکی پلیس در ترافیک ماندند و همین مسئله باعث افزایش جمعیت مردم و تشدید درگیری شد. حالا خودتان گزارش پلیس را از این حادثه بخوانید و قضاوت کنید. نکته قشنگ ماجرا هم این است که پلیس از همکاری مردم تشکر کرده! همان مردمی که یک‌صدا پلیس را هو می‌کردند.

در حالی که به ازاء هر 50 مترمربع در این دو بلوار یک نفر نیروی امنیتی محترم و با‌ادب داریم، در سایر قسمت‌های شهر شما اثری از امنیت نمی‌بینید. هفته پیش نزدیک خانه جوانی که گوشی موبایل دختری را دزدیده بود و فرار می‌کرد گرفتم و بزور نگه‌اش داشتم (البته چون جثه‌اش کوچکتر از من بود رشادت بخرج دادم وگرنه که من را چه به این کارها) دختر شماره 110 را ‌گرفت. بعد از پنج دقیقه تلاش موفق نشد، خط 110 اشغال بود. آخر سر هم دختر رضایت داد و قید پلیس را زدیم. دزد هم که از شانس من فوق‌العاده بد دهن بود، خوشحال رفت.
پریشب در حالیکه مثل همیشه تمام توجه پلیس به تامین امنیت همان دو منطقه بود، در گوشه دیگر شهر یعنی در پارک رسالت جلوی چشم خانواده‌ها یکی را باچاقو کشتند. حوض خون تا صبح روز بعد آنجا بود و بوی تعفن ناشی از آن امنیت اجتماعی مردمان را گوشزد می‌کرد.

ممنوعیت سرویس MMS ایرانسل

‬اپراتور‭ ‬دوم، ‬ايرانسل‮‬‭ ،‬براساس‭ ‬ابلاغيه‌ای‭ ‬از‭ ‬سوی‭ ‬سازمان‭ ‬تنظيم‭ ‬مقررات‭ ‬راديويی‬‭ ‬موظف‭ ‬شد‭ ‬تا‭ ‬زمان‭ ‬تهيه‭ ‬و‭ ‬نصب‭ ‬تجهيزات‭ ‬مورد‭ ‬نياز‭ ‬فيلترينگMMS‭ ‬ از‭ ‬ارائه‭ ‬خدمات‭ ‬اين‭ ‬سرويس‭ ‬به‭ ‬مشتركان‭ ‬خويش‭ ‬خودداری‭ ‬كند‮.

این خبر را تاکنون هیچ مقام رسمی تایید نکرده و در سایت ایرانسل هم اشاره‌ای به آن نشده. ولی اگر خبر درست باشد باید به ذهن هوشیار مخابراتچی‌های کشور قبطه خورد که این چنین راحت از ابزارهای قانونی برای تضعیف رقیب استفاده می‌کنند.

حتی ذهن‌تان را یک درصد هم متوجه کلمه فیلترینگ نکنید، فقط سنگ‌اندازی می‌کنند تا ایرانسل در بازار عقب بیافتد؛ اگر شرکت ارتباطات سیار  زودتر MMS را ارائه کرده بود خبری از ممنوعیت آن بخاطر مسائل غیراخلاقی نمی‌دیدید.

مرتبط: مخابرات یا ایرانسل؟

ترجمه کتاب توهم خدا

ترجمه کتاب توهم خدا که قبلاً در این پست معرفی کرده بودم، در سایت سکولاریسم ایران قرار گرفته؛ البته فقط سه فصل اول و با ترجمه و ویرایشی نه‌چندان خوب. ولی به هر حال برای کسانی که مایلند بیشتر با فلسفه Atheism و عقاید پرفسور ریچارد داوکینز آشنا شوند شروع خوبی است.

برای جامعه‌ای (و نه حکومت، همه چیز گردن حکومت نیست) که در آن مترجم چنین کتابی مجبور است اسم خودش را پنهان کند متاسفم.

اصلاح یا اعدام؟

دو سه روز پیش که لیست جدید منتشر شده در مورد تعداد اعدام‌ها در کشورهای مختلف را دیدم، به فکر این مسئله افتادم که چرا باید انسان‌ها را اعدام کرد؟
به نظر من تنها یک مورد را می‌شود بعنوان یک دلیل منطقی اعدام‌ها ذکر کرد، آنهم عدم توانایی بشر در اصلاح کسانی که حالا یا بخاطر اختلالات ژنتیکی و یا بخاطر شرایط محیطی مرتکب جرمی شده‌اند. حالا یا قتل یا هر چیز دیگه‌ای که قانون آنها را مستحق اعدام دانسته. ولی آیا این دلیل درستی برای اعدام انسان‌هاست؟ یعنی ما هنوز دانش اصلاح رفتار انسان‌ها را نداریم؟ اگر نداریم چرا آنها را قرنطینه نمی‌کنیم؟ یا چرا اسم زندان‌ را به "کانون اصلاح و تربیت" تبدیل نمی‌کنیم؟

اعدام ضعف بشر را برای اصلاح و یا بقول پسر فهمیده تعمیر انسان‌ها نشان می‌دهد. اعدام (یا حتی در یک سطح پایین‌تر زندان) نشانه انتخاب کردن آسان‌ترین راه بجای بهترین راه است. انسان کی می‌خواهد متمدن شود؟

بی‌ربط: بی‌ربط زیاد داریم!

اول اینکه این مطلب سیستم حرفه‌ای را امروز تمام می‌کنم؛ بنابراین اگر پینگی دیدید بدانید از کجا آب‌خورده.

دوم هم اینکه شما می‌دانید منظور نظر از آقای "ش" چه کسی است؟ جالبه که ابوطالب خودش را سانسور کرده و گفته آقای "ش.م" بعد اکثر روزنامه‌ها باز همان را هم سانسور کردند و نوشتند آقای "ش"!

سوم، این مطلبی که جادی بهش اشاره کرد بسیار جالب بود، در وبلاگ دیگ هم صاحبانش اعلام کردند که تسلیم شدند و کد امنیتی HD-DVD را دیگ کردند! یعنی: 09-f9-11-02-9d-74-e3-5b-d8-41-56-c5-63-56-88-c0

و آخر، اگر گفتید چرا نمی‌توانم پاکستان را سرچ کنم؟ وجداناً این توهین به ملت پاکستان که اکثراً شیعه‌اند نیست؟

“احساس عزت‌مندی” را می‌کنیم

پاسدار فرمودند:
مردم در حال حاضر احساس عزت‌مندی می‌كنند و اين احساس مرده در دل آن‌ها زنده شده و جامعه از آن حالت رخوت و ركود جدا شده و نشاط پيدا كرده‌اند.
جوانان ما در سال‌های گذشته از احساس تحقير در محيط بين‌المللی آزار می‌دیدند.

همینطور ایشان ادامه دادند:
برخی روسای كشورها به رييس جمهور ما پيشنهاد می‌كنند كه در كشورشان زمينه‌ی تعليم عقيدتی انقلابی فراهم شود حتی آمريكای لاتين گفته بود كه ايران ايدئولوگ‌های خود را به آن كشور بفرستد تا انديشه‌های انقلاب در آن كشور تبيين شود.

ایشان در مورد مسائل اقتصادی هم بیاناتی به شرح زیر داشتند:
توزيع سهام عدالت چيزی است كه بعدها بيشتر ثمرات آن نشان داده خواهد شد و خود مردم مخصوصا محرومين آن را احساس خواهند كرد. وقتی مردم احساس كنند كه اين كشور برای خودشان است و سهام آن را دارند با نشاط و اشتياق بيشتری كار می‌كنند.

علت گرانی مسکن نیز از جانب ایشان بدین صورت مطرح شد:
يك بانك خصوصی نزديك به 1100 ميليارد تومان سپرده‌های مردم را در بازار مسكن هزينه كرد و موجب گرانی مسکن شد.

ایشان در مورد اثر برجسته استاد نو‌ظهور سینمای معنا‌گرای ایران، عارف بزرگ ده‌نمکی، بدین صورت اظهار فضل نمودند:
همين فيلمی كه در اين جشنواره گل كرد و البته عده‌ای ناجوانمردانه سی‌دی آن را در بازار به فروش رساندند و موجب ركوددار شدن فروش آن در سينما شد نشان می‌دهد كه ما چه طرز نگاهی در اين دوره به اين مقوله داشته‌ايم. نگاهی كه هنوز جرات نشده به سمت آن حركتی صورت بگيرد. من فرصت نمی‌كنم كه بر سر صحنه‌های فيلم‌ها رفته و در مقوله‌ی روند ساخت فيلم‌ها حضور داشته باشم و اما به دليل حمايت از اين سازنده آماتور بر سر صحنه‌ی فيلمبرداری اين فيلم رفتيم تا بگوييم ما طرفدار چنين جريانی هستيم. در حوزه‌ی اجتماعی نيز تا يكسال آينده شاهد چندين فيلم كه به مسائل تاريخی پرداخته‌اند خواهيم بود.

در پایان ایشان از رازی بزرگ که ما همه از آن بی‌خبر بودیم پرده برداشتند که:
وضعيت كتاب در سال‌های گذشته بسيار فاجعه بود. كتاب‌هايی منتشر می‌شد كه در آن منكرات اخلاقی به صورت واضح انتشار می‌يافت كه اين روند در اين دوره تا حدود زيادی اصلاح شد و امروز ما كتاب‌هايی به چاپ می‌رسانيم كه بتوانيم از آن‌ها دفاع کنیم.

پاسدار خدا قوت؛ ما‌شاءالله تک تک کلمات شما براحتی قادر است همه جای ما را بسوزاند!

بی‌ربط: آقا مگه این MMS راه‌افتاده که می‌خواهند فی-ل-ت-رش کنند؟ یا شاید اول می‌خواهند دستگاه‌های فی-لت-ر کنش را بخرند بعد راش بندازند؟