محبوبیت تقلبی قهرمانها
ارنست چه گوارا را که میشناسید. مبارز آرژانتینی که هنوز هم تصویرش روی تیشرتهای جوانان دیده میشود. امروز در روزآنلاین مطلبی خواندم که حسابی به دلم نشست. ابراهیم نبوی مصاحبهای داشت با دو خبرنگار کوبایی که مخالف حکومت دیکتاتوری فیدل کاسترو هستند.
در مورد چه گوارا هم نکاتی را گفتند که خیلی جالب بود. آنها محبوبیت اصلی چه گوارا را محبوبیتی تقلبی میشناسند که ریشه در عکس معروفی از او دارد که عکاس بزرگ کوردا از وی گرفته است. من معتقدم خیلی از قهرمانهای دیروز و امروز ما هم داستانی شبیه به همین چه گوارا دارند. خودتان بخوانید:
مردان با حس زنانه و لطيف به چه گوارا نگاه میکنند. آن عکس معروف چه گوارا که به وسيله عکاسی سرشناس به نام کوردا گرفته شده، چهره ای جذاب و زن پسند و حتی مرد پسند از نظر سکسی از چه گوارا نشان میدهد، چيزی که هرگز در چه گوارا نبود. عکس معروف زيبای کوردا از چه گوارا، با آن حس غرور زيبای آرژانتينی، که اصولا آرژانتينیها به غرور در آمريکای لاتين معروفاند، تاثير زيادی در محبوبيت چه گوارا دارد. اين عکس که رتوش و زيبا شد، يکی از مهم ترين دلايل محبوبيت چه گوارا در جهان است. محبوبيتی که هم مورد توجه مردان و هم زنان است، يک محبوبيت تقلبی.
ارنستو چه گوارا يک بچه ننر يک خانواده متوسط آرژانتينی بود که بيماری آسم داشت و میدانيد که مثل بقيه آرژانتينیها هويت ملی نداشت، اصولا آرژانتين جمعيت محلي ندارد و ترکيبی از مهاجرين مختلف هستند. چه گوارا، بچه ننری بود که هميشه توسط پدر و مادرش که هميشه نگران بيماری آسم او بودند، مراقبت میشد، بخاطر بيماری آسم خودش و براي تغيير هوا، از سن 18 سالگی سفرش را شروع کرد، سفری برای اينکه در کشوری ديگر يک هويت مشخص کسب کند و از شر بيماری هم راحت شود. در مکزيک اولين بار با فيدل کاسترو آشنا شد، فيدل کاسترو هم مخش را زد و او را به طرف خودش کشاند و او را به کوبا برد و در آنجا مدتي رئيس دادگاه انقلاب کوبا شد و تعداد زيادی از کساني که توسط دادگاه انقلاب محاکمه شده بودند، اعدام کرد. زندگی چه گوارا را در دو جمله از خودش میشود خلاصه کرد، چه گوارا ميگويد: “يک انقلابی بايد تبديل به يک ماشين سرد و کامل و دقيق برای کشتن بشود.”
او جمله انقلابيون را که میگفتند: “به حرفهای متهم نبايد گوش داد”، گفت: “به حرفهای متهم بايد گوش داد، منتهی مهم نيست چه میگويد، خودمان بايد تشخيص بدهيم به درد انقلاب میخورد يا نه.” چه گوارا يک آدم خونخوار بود. وقتی رئيس دادگاه انقلاب بود، واقعا لزومی نداشت که خودش در تيرباران محکومين به اعدام شرکت کند، اما هم اين کار را میکرد و هم تير خلاص را میزد. در حالی که اجباری برای اين کار نداشت.



