Fallen Art
دومین انیمیشن کوتاه:
میخواهم در ایام عید لینک یکسری از انیمیشنهای کوتاه معروف را که عمدتاً جوایز اسکار را بردهاند بگذارم اینجا؛ ممکن است حجم بعضیها زیاد باشند ولی مطمئن باشید ارزش دیدنش را دارند. این اولینش:
سلیطهبازی، هوچیگری رمز موفقیت در این کشور است؛ طرف یک آدم بالیاقت است. با هزار بدبختی و بدون کوچکترین کمک دولتی فیلم میسازد و جایزه صدف طلایی جشنواره سنسباستین اسپانیا را میگیرد؛ ولی فیلمش اجازه اکران هم نمیگیرد. بدتر از آن برایش میزنند که این عکسها که با این خانم گرفتی چیست!؟
از آنطرف یکی دیگر با هوچیگری و بسیجیبازی دوهزار نفر از سیاستمداران و هنرمندان را به بهانه تجلیل از شاهکار خودش جمع میکند و مدام همهجا جار میزند که این چنینام و آن چنانام.
کاش خبرداشتی که آن دوهزار نفر آدم باحجاب و بدحجاب نه برای تجلیل از شاهکار تو که برای تماشای نمونه جالبی از یک نوع استحاله فرهنگی- چماقی جمعشده بودند؛ منتهی به رویت نمیآورند، چون از چماق بزرگی که ممکن است هر از گاهی درهوا بچرخانی میترسند.
فیلم Apocalypto یا آخر زمان مل گیبسون را دیدهاید؟ یک بار تماشای این فیلم کافی بود تا آنرا به جرگه ده فیلم منتخب خودم وارد کنم. پیمان در مورد این فیلم مطلب خوبی نوشته و من زیادهگویی نخواهم کرد.
از پوستر این فیلم هم بسیار خوشم آمد، کار قشنگی است؛ در ادامه مطلب میتوانید آنرا ببینید.
دیشب Volver یا بازگشت آخرین فیلم پدرو آلمادوار را دیدم؛ این فیلم زندگی اعضای یک خانواده را نشان میدهد و آنچنان داستانش ساده است که نمیشود در موردش خیلی حرف زد. در عوض بازی فوقالعاده پنهلوپه کروز و فضاسازی و فیلمبرداری فیلم آنقدر عالی هست که شما را بشدت درگیر داستان کند.
راستش مطالبی که قبلاً در مورد این فیلم در روزنامهها و اینترنت خواندم خیلی شبیه خود فیلم نبود! باید ببینید تا منظورم را درک کنید. در واقع در مورد محتوای فیلمهایی که یک داستان معمولی را به تصویر میکشند نمیشود خیلی حرف زد مگر در مورد مسائل تکنیکی مثل بازی بازیگران و فیلمبرداری و غیره. شاید تنها دانستن یک نکته در مورد این فیلم کافی باشد که خود آلمادوار بهش اشاره کرده:
"من مرگ را نميپذيرم و به نظرم اين چيزی است كه من در فيلم نشان میدهم. اصلاً اين فيلم را برای نشان دادن همين قضيه ساختم و به همين دليل هم هست كه از مردم «لامانچا» حرف میزنم. مردم آنجا با من كاملا فرق دارند؛ مرگ برای آنها بخشی از زندگی روزمره است. آنها مرگ را میپذيرند؛ مرگ برای آنها يك چيز طبيعی است و اصلا تراژدی نیست."
در هرحال فیلم خیلی خوبی بود. خیلی خیلی بهتر از رقیب احتمالیش در اسکار یعنی Departed مارتین اسکورسیزی.
آهنگ شراب تابستانی را خیلی دوست دارم؛ زندگی را بینهایت ساده و آسان در نظر میگیره آنچنان که مرد بخاطر کمی شراب رویائی دخترک مهميز نقرهایاش را از دست میده. درست مثل CarpeDiem.
این آهنگ مربوط میشه به سال 1967 که اجرای مشترک Nancy Sinatra و Lee Hazlewood است. این اجرا را از اینجا دانلود کنید. البته این آهنگ اجرای جدیدتری هم دارد که کار مشترک بونو و آندریا کور است. من شخصاً اورجینالش را میپسندم!
Strawberries cherries and an angel´s kiss in spring
My summer wine is really made from all these things
I walked in town on silver spurs that jingled to
A song that I had only sang to just a few
She saw my silver spurs and said lets pass some time
And I will give to you summer wine
Ohh-oh-oh summer wine
Strawberries cherries and an angel´s kiss in spring
My summer wine is really made from all these things
Take off your silver spurs and help me pass the time
And I will give to you summer wine
Ohhh-oh summer wine
My eyes grew heavy and my lips they could not speak
I tried to get up but I couldn´t find my feet
She reassured me with an unfamiliar line
And then she gave to me more summer wine
Ohh-oh-oh summer wine
Strawberries cherries and an angel´s kiss in spring
My summer wine is really made from all these things
Take off your silver spurs and help me pass the time
And I will give to you summer wine
Mmm-mm summer wine
When I woke up the sun was shining in my eyes
My silver spurs were gone my head felt twice its size
She took my silver spurs a dollar and a dime
And left me cravin´ for more summer wine
Ohh-oh-oh summer wine
Strawberries cherries and an angel´s kiss in spring
My summer wine is really made from all these things
Take off your silver spurs and help me pass the time
And I will give to you summer wine
Mmm-mm summer wine
بیشتر از یکسال پیش هم چندتا آهنگ قدیمی آپلود کرده بودم، قرار بود اگر استقبال شد بازهم بگذارم که استقبال نشد و منهم دیگه آپلود نکردم تا امروز.
حیفم آمد اینها را با شما شریک نشم، پس قبل از اینکه وبلاگم برود کما دریآبیدشان؛ کپیرایتش هم در خود عکسها محفوظ است؛ اولین عکس را به افتخار سههزار و خردهای پست نیکآهنگ در همین صفحه اول قرار میدم: