آرشيو براي شاخه 'متفرقه'

اصلاح یا اعدام؟

دو سه روز پیش که لیست جدید منتشر شده در مورد تعداد اعدام‌ها در کشورهای مختلف را دیدم، به فکر این مسئله افتادم که چرا باید انسان‌ها را اعدام کرد؟
به نظر من تنها یک مورد را می‌شود بعنوان یک دلیل منطقی اعدام‌ها ذکر کرد، آنهم عدم توانایی بشر در اصلاح کسانی که حالا یا بخاطر اختلالات ژنتیکی و یا بخاطر شرایط محیطی مرتکب جرمی شده‌اند. حالا یا قتل یا هر چیز دیگه‌ای که قانون آنها را مستحق اعدام دانسته. ولی آیا این دلیل درستی برای اعدام انسان‌هاست؟ یعنی ما هنوز دانش اصلاح رفتار انسان‌ها را نداریم؟ اگر نداریم چرا آنها را قرنطینه نمی‌کنیم؟ یا چرا اسم زندان‌ را به "کانون اصلاح و تربیت" تبدیل نمی‌کنیم؟

اعدام ضعف بشر را برای اصلاح و یا بقول پسر فهمیده تعمیر انسان‌ها نشان می‌دهد. اعدام (یا حتی در یک سطح پایین‌تر زندان) نشانه انتخاب کردن آسان‌ترین راه بجای بهترین راه است. انسان کی می‌خواهد متمدن شود؟

بی‌ربط: بی‌ربط زیاد داریم!

اول اینکه این مطلب سیستم حرفه‌ای را امروز تمام می‌کنم؛ بنابراین اگر پینگی دیدید بدانید از کجا آب‌خورده.

دوم هم اینکه شما می‌دانید منظور نظر از آقای "ش" چه کسی است؟ جالبه که ابوطالب خودش را سانسور کرده و گفته آقای "ش.م" بعد اکثر روزنامه‌ها باز همان را هم سانسور کردند و نوشتند آقای "ش"!

سوم، این مطلبی که جادی بهش اشاره کرد بسیار جالب بود، در وبلاگ دیگ هم صاحبانش اعلام کردند که تسلیم شدند و کد امنیتی HD-DVD را دیگ کردند! یعنی: 09-f9-11-02-9d-74-e3-5b-d8-41-56-c5-63-56-88-c0

و آخر، اگر گفتید چرا نمی‌توانم پاکستان را سرچ کنم؟ وجداناً این توهین به ملت پاکستان که اکثراً شیعه‌اند نیست؟

پشت به زین

عشق به ولایت

پی‌نوشت: این عبارت در جستجوی گوگل فیلتر است. علت آن نیز بکار رفتن کلمه موهن "شق" در آن می‌باشد؛ ر.ج. عشق، همین‌طور شقاوت

نیم‌سوز می‌شویم!

از امروز صبح وبلاگم نیم‌سوز شده! یعنی صفحات داخلی فیلتر شده‌اند ولی صفحه اصلی هنوز سالم مانده. این دیگر چه صیغه‌ای است نمی‌دانم.

البته به غیر از اینجا وبلاگ‌های دیگری هم فیلتر شده‌اند. دو در دو، فریادنامه، راه من و آی‌آدمها از آن جمله‌اند. خودشان کاری کرده‌اند که قبح فیلتر شدن از بین رفته، شده یک چیزی تو مایه‌های بند 209 اوین!

البته خوشبختانه فیلتر بالاترین را برداشته‌اند، درست همزمان با لباس تازه‌اش. شخصاً به عنوان یک ایرانی به بالاترین افتخار می‌کنم، وب2 ایرانی است دیگر! کاش صدا سیمای ما این سایت را بعنوان نبوغ و پشتکار چند جوان ایرانی در اخبار معرفی می‌کرد. هر چه باشد خلق این سایت از ساختن تراکتور پلاستیکی در خانه یا تولید برق از فاضلاب دستشویی خلاقانه‌تر است.

در ضمن مجدداً تاکید می‌کنم با توجه به مطلبی که چند روز پیش با عنوان "فیل را فراموش کنید" گذاشتم، براحتی از پس فیلترینگ مخابرات (همانی که تاکید دارد وزارت ارتباطات خطابش کنیم، ولی انصافاً همان پست و تلگراف و تلفن بیشتر برازنده‌اش است) بر‌آیید.

اما در مورد 300؛ درحال دانلود فیلم هستم (5 کیلو در ثانیه!)، تا نبینم در موردش چیزی نخواهم نوشت؛ البته بمب گوگلی را پایه‌ام.

پی‌نوشت: به طرز بدی ضدحال خوردم؛ فایل دانلود شده Fake بود!

‍‍~~~~~

فیل بازهم تر زد؛ آن‌هم به طرز احمقانه‌ای.

این هم شاهد.

پی‌نوشت: دیگر شورش را درآورده‌اند. اگر آدم نیستید حداقل ادای آدمها را دربیآورید. دودردو بدون www فیلتر نیست با www فیلتر است؛ برعکس این قضیه، پیمان بنده خدا با www فیلتر نیست بدون www فیلتر است! همین قضیه در مورد سایتهای دیگر هم صدق می‌کند؛ کتاب‌لاگ‌ چه با www چه بدون آن کلاً فیلتر است. کار ما شده در RSSها بگردیم و با wwwها بازی کنیم، که بتوانیم چهارخط خبر و مطلب بخوانیم.

پی‌نوشت 2: مثل اینکه اثر کرد؛ ظاهراً آقایان تصمیم گرفتند محض تنوع  هم که شده، کمی ادای آدمها را دربیآورند.

شلوار لی!

خریدن لباس در این شهر (شاید هم کشور) برای من مصیبت است. از قبل از خدمت تا به امروز لباسی برای خودم نخریده بودم.  هدف خرید یک شلوار لی و دو پیراهن بود. هر چی در این شهر گشتم شلوار و پیراهن مورد نظرم یافت نشد.

آقا جان من شلوار لی واقعی می‌خواهم نه از این کاغذی‌ها که از پارچه معمولی هم نازک‌ترند؛ در ضمن خوشم نمی‌آید جلو و عقب‌اش سفید باشد، ساده ساده. مخالف مد روز نیستم، ولی برای سلیقه خودم هم ارزش قائلم، من در این شلوارهای سنگ‌شور شده زیبایی نمی‌بینم!

فاق شلوار برایم خیلی مهم است، نه آنقدر بلند که بیآید تا بالای شکم نه آنقدر کوتاه که چیز شود (روم نشد بنویسم، مردونه است!). می‌بینید انتظارم اصلاً زیاد نیست ولی در تمام شهر فقط یک مدل شلوار لی بود. شلوار لی کاغذی، که پشت و رو اش را هم سنگ‌شور کردند. انگار تمام فروشگاه‌ها از یک‌جا خرید می‌کنند که اگر از خودشان بپرسی آنجا ترکیه است! قیمت را هم که نگو؛ تمام فروشنده‌ها بصورت کاملاً اتومات قبل از گفتن قیمت، یک عبارت "کاره ترکه" را هم ضمیمه می‌کنند تا جای هرگونه چانه زدن یا تعجب شما را بگیرند. مثل سگ هم دروغ می‌گویند، از آرم‌های رنگارنگ و متنوع‌ شلوار براحتی می‌شود فهمید همه در کارگاه‌های ایرانی  و چینی تولید می‌شوند.

خرید پیراهن هم مشکلات خودش را دارد، بزرگترین ایراد این است که نمی‌شود پیراهن را در مغازه باز کرد، حتماً دیده‌اید که چطور یک میلیون سوزن ته گرد را طبق یک الگوی خاص و پیچیده به یک پیراهن فرو کرده‌اند؛ با این حساب تقاضای باز کردن پیراهن از فروشنده، مرد می‌خواهد! تنها امکان دیدن رنگ‌بندی و جنس پارچه وجود دارد. آنهم برای من کافی نیست. پیراهن باید یقه‌اش خوب باشد، خوش‌دوخت باشد، شانه‌هایش درست روی تنم مچ شود؛ فاصله دکمه‌هایش از هم باید کم باشد.
با این اوصاف انتخاب یک پیراهن یک انتخاب تصادفی است. تنها ملاک من بعد از رنگ و جنس پارچه، قیمت است. هر چه قیمت بالاتر احتمال خوش دوخت بودن پیراهن هم بیشتر. ولی بدبختی این است که این فرمول این دفعه جواب نداد! قیمت بالاتر یعنی چهل هزار تومان به بالا!
مشابه همین برنامه را هم برای تی‌شرت داریم؛ شما تی‌شرتی که بعد از دو بار شستن وا نرود و یقه‌اش گشاد نشود سراغ ندارید؟

فروشنده‌ها هم که بازارشان کساد است و حسابی پاچه می‌گیرند. یعنی اول که وارد مغازه می‌شوی خوب‌اند و ادای فروشنده‌های مشتری‌مدار را درمی‌آورند، ولی به محض اینکه تعداد پرو لباس شما به مثبت 2 رسید پاچه می‌گیرند.

گفتم پرو داغم تازه شد. یک اتاقک نیم متری در نیم متری دارند با یک سقف کوتاه بدون هواکش و یک لامپ روشن که با سر شما تنها 5 سانت فاصله دارد. قفل در هم که معمولاً یا خراب است یا نیست. حالا حساب کنید که برای این پرو مشتری باید چه عرقی بریزد. اگر یکی مثل من خجالتی هم باشد که دیگر هیچ، استرس باز شدن هر لحظه در را هم اضافه کنید.

وقتی ابتذال با درد و خونریزی همراه شد

همه جا مارمولک داریم، هم مارمولک پول‌دوست فرهنگی‌ و هم مارمولک عقده‌ای سیاسی‌.

خدمات ناامن بانک سامان

آقا مواظب این خدمات اینترنتی بانک سامان باشید! ظاهراً در نظر مدیران و متخصصان این بانک امنیت اطلاعات مشتریان بی‌معنا است.

قبلاً سرویس SSL سایت اصلی (قسمتی که می‌خواهید شماره رمز حساب را وارد کنید) Expire شده بود که بعد از چند ماه تاخیر درستش کردند. بدتر از همه اینکه در قسمت پرداخت الکترونیکی برای کارت‌های شتاب کلاً از این سرویس استفاده نشده؛ در حالیکه هنگام خرید گفته میشه شما از طریق یک ارتباط امن(!) به قسمت پرداخت متصل می‌شوید.

برای آنهایی که متوجه این حرف‌ها نمی‌شوند اینطوری موضوع را تشریح کنم که کافی است یک هکر نه چندان حرفه‌ای چند روز وقت صرف کند تا شماره و رمز کارت کسانی را که از این سیستم پرداخت استفاده می‌کنند را، از طریق اتصال ناامن بانک سامان بدست آورد. از این طریق براحتی می‌تواند برای خودش از حساب دیگران خرید اینترنتی داشته باشد. همچنین با کمی سرمایه‌گذاری بیشتر می‌تواند اطلاعات لازم را روی کارت‌های خام بریزد و با دستگاه‌های خودپرداز کلی کیف کند.