۲۷ فروردین , ۱۳۸۶
اول:
خواهش میکنم، خواهش میکنم نه دست بزنید و نه کلاه از سر بردارید و نه بخاطر پشت پردههای عالمیها و طالبزادهها به خود ببالید. اینها آنقدر حرفهای هستند که بدانند چطور باید در رسانه ملی فیگور بگیرند و رگ گردن کلفت کنند. میدانند چطور با دادن تحلیلهای آبکی و تف کردن چند کلمه غلیظ انگلیسی خودشان را روشنفکر و فرهیخته نشان بدهند. خدای شما پدر آن نیكولو ماكیاولی را بیامرزد که با شهریارش به آقایان یاد داد چطور نان دربیآورند. باشد که من هم یاد بگیرم!
در هر حال من ترجیح میدهم کلاهم را برای کسانی بردارم که میدانند چطور صادقانه تولید محتوا کنند.
دوم:
اگر من جای محمود احمدینژاد بودم و خودم را خیلی باحال و زیرک میدانستم، از این فرصت استثنایی و جو پیشآمده برای ترمیم اعتبارم در ایران استفاده میکردم و فردا در حالیکه همه منتظرند تا یکی از بزرگترین سدهای آبی کشور با دستان پرمهرم افتتاح شود، در کنار پاسارگاد اعلام میکردم که سد سیوند بدلایل پیش گفته هیچگاه آبگیری نخواهد شد.
(بر فرض هم که محمود چنینکاری میکرد از آنجایی که من همواره جای خودم نشستم، تنها برای آن آثار خوشحال میشدم، وگرنه اعتبار ایشان برای من یکی افزایشی نداشت.)
سوم:
بر خلاف همیشه تیتر این مطلب هیچ ربطی به این نوشتهها ندارد و صرفاً موضوعی را یادآوری میکند که دوست داشتم در موردش بنویسم ولی هنوز فرصتش فراهم نشده.
شاخه: سیاست و جامعه | ۵ نظر »
۲۵ فروردین , ۱۳۸۶
عشق به ولایت
پینوشت: این عبارت در جستجوی گوگل فیلتر است. علت آن نیز بکار رفتن کلمه موهن "شق" در آن میباشد؛ ر.ج. عشق، همینطور شقاوت
شاخه: متفرقه | ۴ نظر »
۲۴ فروردین , ۱۳۸۶
قبلاً ها در یک پست در مورد دانشگاههای برتر دنیا، رتبهبندی این دانشگاهها از نگاه موسسه Times Higher را بصورت فایل PDF گذاشته بودم؛ از اونجایی که همینجوری الکی از آن مطلب خیلی استقبال شد و هنوز هم جزء مطالب پربیننده است لیست جدید سال 2006 و 2007 را که باز هم توسط همان موسسه هایر منتشر شده آپلود کردم؛ امیدوارم به درد نخبهگان کشورمان بخوره! راستی باز هم دانشگاههای ایرانی در این لیست 200تایی جایی ندارند.
جالبه بدانید این موسسه بابت این لیست حدود 50 یورو از ملت پول میگیرد!
شاخه: معرفی, آموزش | Comments Off
۲۴ فروردین , ۱۳۸۶

میتوانم بگم بعد از کله پاک کن دیوید لینچ این فیلم سیاهترین فیلمی بوده که تابحال دیدم. فیلم بر اساس رمان پرفروش سال 1985 نوشته Patrick Suskind’s در سال 2006 توسط Tom Tykwer (کارگردان بدو لولا بدو) ساخته شده است.
عطر داستان زندگی مردی با نام Jean-Baptiste Grenouille است که از حس بویایی فوقالعادهای برخوردار است. در برخوردی اتفاقی با دختری آلو فروش، مست بوی بدن دخترک میشود؛ در ادامه، از دست دادن دخترک باعث بوجود آمدن عقدهای دردناک در وجودش میگردد که تا آخر عمر از لذت یک عشق واقعی محرومش میکند. کل فیلم داستان همین تمنای درونی بابتیست است که میخواهد از طریق ساختن بهترین عطر دنیا به آن برسد که در نهایت ناکام میماند.
برخلاف تمام فیلمهای دیگر ساخته شده که شخصیتها طی فیلم دچار تغییر و تحول میشوند Babtiste از ابتدای تولد تا انتها هیچ تغییر شخصیتی ندارد. ظاهراً تنها دلیلی که استنلی کوبریک و مارتین اسکورسیزی از ساختن فیلم این رمان شانه خالی میکردند نیز همین مسئله شخصیت پیچیده بابتیست بوده است. ایجاد حس همدردی و دلسوزی مخاطب با این قاتل زنجیری دختران برجستهترین کار تام تیکور است. البته از بازی حقیقتاً خوب Ben Wishaw هم نمیتوان گذشت.
با اینکه عطر یک فیلم فوقالعاده عالی نیست ولی جزء فیلمهای خیلی خوب است. جالب است بدانید این فیلم با 67 میلیون دلار هزینه جزء پرخرج ترین فیلمهای اروپایی (و بخصوص آلمان) بشمار میآید.
بعد از تحریر: قسمتی از گفتگو با کارگردان Perfume:
همه ما يک روز از خواب بلند شدهايم و با نگاه کردن به آينه دريافتهايم چقدر دشوار است خود را برانداز کردن و با خود فکر کردن که اين آدم درون آينه چقدر میتوانست زيباتر و باهوشتر از اين حرفها باشد و حالا بايد همچنان به اين بودن معمولی و پيشپا افتاده و اين زندگی بیکيفيت ادامه دهيم. بعد خودمان را آرايش میکنيم، به خودمان عطر میزنيم، لباس میپوشيم و سعی میکنيم خودمان را تا اندازهای بهتر از قبل بفروشيم. پايان فيلم هم اشاره به اين نکته است که هيچ اهميتی ندارد شما تا چه اندازه خودتان را مثل يک کالای منحصر به فرد، که احتمالاً در آن حد و اندازهها هم نيستيد، عرضه کنيد. چيزی که در نهايت در پیاش هستيد کسی است که شما را فارغ از تمام اين لباسها و ظاهر مبدل يا کوششهايتان براي جلوهنمايی بهتر و فقط به خاطر خودتان بخواهد. اين حقيقت دردناکی است که در انتهای فيلم برای ژان آشکار میشود؛ هرچه بکوشی تا ظاهری مجذوب کننده برای ديگران خلق کنی، بيشتر و بيشتر از دستيابی به عشقی حقيقی و راستين محروم میشوی.
شاخه: سینما | ۶ نظر »
۲۲ فروردین , ۱۳۸۶
یک هفته عمداً سرویس اینترنتم را تمدید نکردم تا کمی از این اعتیاد اینترنتی فاصله بگیرم. الان هم که مجدداً وصل شدم و وبلاگها و فیدها را چک کردم دیدم این مدت چیزی از دست ندادم. معلوم نیست باید خوشحال بود یا ناراحت. به هر حال برای Active کردن ویندوز ویستام مجبور شدم که اینترنتم را وصل کنم وگرنه که تحمل دوری تا یکی دو روز دیگه را هم داشتم (حسودیتان شد، نه؟)
بگذریم…
در خبرها آمده بود که سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی به اپراتور ایرانسل 48 ساعت مهلت داده حساب تماسهای مشترکانش را از دقیقهای به ثانیهای تبدیل کند. من قصد دفاع از ایرانسل را ندارم، ولی واقعاً مسخره است که دولت به همین راحتی به خودش اجازه دخالت در امور یک شرکت خصوصی را میدهد. ایرانسل یک شرکت خصوصی است و قانوناً اجازه دارد هرطور که بخواهد تعرفههایش را تنظیم کند، حالا اگر مشتریانش ناراضی باشند در نهایت خودش ضرر خواهد کرد. بازار خودش خودش را تنظیم میکند و نیازی به دستهای نامرئی حضرات نیست. کاش آقایان کمی میلتون فریدمن میل نمایند.
من شخصاً تصمیم گرفتم خط همراه اپراتور دولتی را بفروشم و ایرانسل بگیرم. مخابرات ایران رسماً از مشترکانش دزدی میکند. مثلاً اگر به قبض همراهتان نگاه کنید همیشه در قسمت خدمات ویژه حداقل یک 1000 تومان دارید؛ میدانید این برای چیست؟ این بابت خدمات ID Caller است! مهم نیست که شما درخواست استفاده از این سرویس فوقالعاده پیشرفته روز دنیا را داده باشید یا نه، مخابرات خود به خود آنرا برای شما فعال کرده و پولش را میگیرد.
یکی دیگر از چیزهایی که من را بشدت میسوزاند تغییر آدرس مشترک است. خانه من حدود شش ماه پیش عوض شد، حالا اگر من برای تغییر آدرس به دفاتر امور مشترکین مراجعه کنم مخابرات گرامی 5000 تومان بابت این جابجایی به آن هزار تومان خدمات ویژه اضافه خواهد کرد. من شخصاً ترجیح دادم برای گرفتن قبض هر دو ماه به دفاتر مخابراتی سر بزنم و همانجا قبض المثنی را بگیرم، بماند که بابت همان تکه کاغذ پرینت شده که همه عددهای آن جابجا خورده 200 تومان میگیرند.
از این که بگذریم بابت تغییر آدرس سند و شناسنامه و صاحب اصلی را لازم دارند تا مبادا کسی قبض کس دیگری را دریافت کند، ولی حالا اگر شما خواستید میتوانید از طریق این لینک قبض موبایل دیگران را ببینید، چرا که مدیر سایت یادش رفته شناسه کاربری طرف را در این صفحه چک کند!
برای تلفن ثابت هم وضع بهتر از این نیست. مثلاً اگر شما خط جدید بخواهید باید 105 هزار تومان واریز کنید تا بعد از چند ماه خطتان را تحویل بگیرید، ولی اگر بخواهید خط ثابتتان را به مخابرات پس بدهید (بفروشید) باید خط را بلافاصله واگذار کنید ولی پس از شش ماه، پولتان را که معادل 90 هزار تومان است بگیرید، بدتر از همه اینکه بابت این خرید یا فروش مالیات و عوارض هم میگیرند!
حالا مالیاتها و عوارض و مالیات تلفن خارجه (!) و ماهی 3000 تومان بابت خط ADSL که خود آیاسپی هم باید بابت آن به مخابرات پول بدهد به کنار.
شاخه: سیاست و جامعه | ۲۰ نظر »